نوشته شده توسط : mahdiba

                           

                           در ادامه مطلب بخوانید ...

                           نظرات خود را پیرامون این مطلب بیان فرمائید !


 

جملات پـشت كامیـونی
اگر خواهی بمیری بی بهانه
بخور ماست و خیار و هندوانه!
 
* * * * * * * * * * * * *


لاستیک قلبمو با میخ نگات پنچر نکن

* * * * * * * * * * * * *

شتاب مکن! مقصد خاک است
 
* * * * * * * * * * * * *

رادیاتور عشق من از بهر تو، آمد به جوش!
 
* * * * * * * * * * * * *

کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت

* * * * * * * * * * * * *

داداش مرگ من یواش!
 
* * * * * * * * * * * * *

کاش می شد سرنوشت را از سر نوشت

* * * * * * * * * * * * *

محبت از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم برنمی دارد

* * * * * * * * * * * * *

همه از مرگ می ترسند من از رفیق نامرد

* * * * * * * * * * * * *

تا جام اجل نکرده ام نوش
هرگز نکنم تو را فراموش!

* * * * * * * * * * * * *

جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی
چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟!

* * * * * * * * * * * * *

درخت مکر زن صد ریشه دارد
فلک از دست زن اندیشه دارد!

* * * * * * * * * * * * *

دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی
دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی!

* * * * * * * * * * * * *

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!
 
* * * * * * * * * * * * *

دودوتا هفتا کی به کیه!

* * * * * * * * * * * * *

کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد
جاده از افتادگی از کوه بالا میرود!

* * * * * * * * * * * * *

گدایان بهر روزی طفل خود را کور می خواهند
طبیبان جملگی خلق را رنجور می خواهند!
 
* * * * * * * * * * * * *

تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم
بنازم مطربان را که خلق را مسرور می خواهند!

* * * * * * * * * * * * *

گرگی که مرا شیر دهد میش من است
بیگانه اگر وفا کند خویش من است
 
* * * * * * * * * * * * *

این وسیله بهر روزی دست ماست
در حقیقت مالک اصلی خداست
 
* * * * * * * * * * * * *

جوانی المثنی ندارد

* * * * * * * * * * * * *

علم بهتر است یا ثروت؟
هیچكدام فقط ذره ای معرفت

* * * * * * * * * * * * *

عیب رندان مكن ای زاهد پاكیزه سرشت
سرنوشت دگران بر تو نخواهند نوشت

* * * * * * * * * * * * *

هر كجا محرم شدی، چشم از خیانت باز دار
چه بسا محرم با یك نقطه مجرم میشود

* * * * * * * * * * * * *

من از عقرب نمیترسم ولی از سوسك میترسم
من از دشمن نمیترسم ولی از دوست میترسم
 
* * * * * * * * * * * * *

من نمی گویم مرا ای چرخ سرگردان مكن
هرچه می خواهی بكن محتاج نامردان مكن!

* * * * * * * * * * * * *

بوسه مگر چیست، فشار دولب
این كه گنه نیست، چه روز و چه شب
 
* * * * * * * * * * * * *

بمیرد آنكه غربت را بنا كرد
مرا از تو، ترا از من جدا كرد

* * * * * * * * * * * * *

100 بار بدی كردی و دیدی ثمرش را
خوبی چه بدی داشت كه یك بار نكردی

* * * * * * * * * * * * *

هندونه بده قاچ كنیم، لوپتو بده ماچ كنیم !
 
* * * * * * * * * * * * *

دانی كه چرا راز نهان با تو نگفتم،
طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
 
* * * * * * * * * * * * *

به درویشی قناعت كن كه سلطانی خطر دارد


:: بازدید از این مطلب : 1392
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 27 خرداد 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


دوستان عزیز برای بهتر شدن مطالب از پیشنهادات و انتقادات خود مرا آگاه سازید. م ب مهدیبا
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران