نوشته شده توسط : mahdiba

 

سترس‌ عبارت‌ است‌ از واکنش‌های‌ فیزیکی‌، ذهنی‌ و عاطفی‌ که‌ در نتیجه‌ تغییرات‌ و نیازهای‌ زندگی‌ فرد، تجربه‌ می‌شوند. تغییرات‌ می‌توانند بزرگ‌ یا کوچک‌ باشند. پاسخ‌ افراد به‌ تغییرات‌ زندگی‌ متفاوت‌ است‌. استرس‌ مثبت‌ می‌تواند یک‌ انگیزش‌ دهنده‌ باشد در حالی‌ که‌ استرس‌ منفی‌ می‌تواند در زمانی‌ که‌ این‌ تغییرات‌ و نیازها، فرد را شکست‌ می‌دهند، ایجاد شود.
 
علائم شایع استرس :
فیزیکی‌: گرفتگی‌ عضلانی‌، سردرد، درد قفسه‌ سینه‌، ناراحتی‌ معده‌، اسهال‌ یا یبوست‌، افزایش‌ ضربان‌ قلب‌، دست‌های‌ سرد و مرطوب‌، خستگی‌، تعریق‌ شدید، بثورات‌، تنفس‌ سریع‌، لرز، تیک‌، تحریک‌پذیری‌، کم‌اشتهایی‌ یا بی‌اشتهایی‌، ضعف‌، احساس‌ خستگی‌، گیجی‌
عاطفی‌: عصبانیت‌، اعتماد به‌ نفس‌ پایین‌، افسردگی‌، بی‌تفاوتی‌، تحریک‌پذیری‌، ترس‌ و پاسخ‌های‌ هراسی‌، اشکال‌ در تمرکز، احساس‌ گناهکاری‌، نگرانی‌، بی‌قراری‌، اضطراب‌ و وحشت‌
رفتاری‌: سوءمصرف‌ الکل‌ یا مواد مخدر، افزایش‌ مصرف‌ سیگار، اختلالات‌ خواب‌، پرخوری‌، کاهش‌ حافظه‌ و منگی
علل استرس :
بدن‌ در یک‌ موقعیت‌ پراسترس‌ با افزایش‌ تولید هورمون‌های‌ خاصی‌ جواب‌ می‌دهد که‌ باعث‌ تغییراتی‌ در ضربان‌ قلب‌، فشار خون‌، متابولیسم‌ و فعالیت‌ فیزیکی‌ می‌گردد .
عوامل افزایش دهنده خطر :
تغییر در شیوه‌ زندگی‌ و اختلال‌ در امور روزمره‌ طبیعی‌ شخص‌ که‌ می‌تواند استرس‌ ایجاد کند. برخی‌ از علل‌ شایع‌ استرس‌ عبارتند از :
مرگ‌ اخیر فرد مورد علاقه‌ (همسر، کودک‌، دوست )‌
از دست‌ دادن‌ هر چیزی‌ که‌ برای‌ فرد ارزشمند باشد .
آسیب‌ها یا بیماری‌های‌ شدید
اخراج‌ شدن‌ یا تغییر شغل‌
نقل‌ مکان‌ کردن‌ به‌ یک‌ شهر یا استان‌ جدید
مشکلات‌ جنسی‌ بین‌ فرد و شریک‌ جنسی‌ او
ورشکستگی‌ مالی‌ یا مقروض‌ شدن‌ شدید مثلاً به‌ خاطر خرید یک‌ خانه‌ جدید
تعارض‌ مدام‌ بین‌ فرد و یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌، دوست‌ نزدیک‌ یا همکار
خستگی‌ دایمی‌ ناشی‌ از استراحت‌، خواب‌ یا تفریح‌ ناکافی
 
پیشگیری از استرس :
برای‌ کمک‌ به‌ پیشگیری‌ از استرس‌ منفی‌، به‌ آن‌ دسته‌ از امور زندگی‌ بپردازید که‌ می‌توانید از عهده‌ آنها برآیید .
از آنجا که‌ همیشه‌ نمی‌توان‌ جلوی‌ استرس‌ را گرفت‌، روش‌هایی‌ را یاد بگیرید که‌ برای‌ حفاظت‌ از سلامت‌ ذهنی‌ و فیزیکی‌ خود، سازگار شوید. با مطالعه‌ مقالات‌ و کتب‌، در مورد استرس‌ به‌ خود آموزش‌ دهید .
عوارض احتمالی :
استرس‌ مزمن‌ می‌تواند در بسیاری‌ از مشکلات‌ مربوط‌ به‌ سلامت‌ شامل‌ حوادث‌، آرتریت‌، آسم‌، سرطان‌، سرماخوردگی‌، کولیت‌، دیابت‌، اختلالات‌ غدد درون‌ریز، خستگی‌، سردرد، کمردرد، مشکلات‌ گوارشی‌، اختلالات‌ پوستی‌، بیماری‌ قلبی‌، فشار خون‌ بالا، بی‌خوابی‌، دردهای‌ عضلانی‌، اختلال‌ کارکرد جنسی‌ و زخم‌ها نقش‌ بازی‌ کند .
درمان  
برخی‌ از روش‌هایی‌ که‌ به‌ کاهش‌ استرس‌ کمک‌ می‌کنند، به‌ شرح‌ زیر هستند :
یک‌ روش‌ را یاد بگیرید و به‌ طور منظم‌ و در صورت‌ امکان‌ هر روز آن‌ را تمرین‌ کنید. روش‌های‌ بسیاری‌ وجود دارند .
به‌ مدت‌ کوتاهی‌ از هر وضعیت‌ پر استرسی‌ که‌ در طول‌ روز به‌ آن‌ برمی‌خورید، دور شوید .
یک‌ روش‌ سفت‌ و شل‌کننده‌ عضلات‌ را یاد بگیرید و آن‌ را تمرین‌ کنید .
از آوردن‌ مشکلات‌ خود به‌ خانه‌ یا بستر خودداری‌ کنید. در پایان‌ روز، دقایقی‌ را به‌ مرور تک‌تک‌ تجارب‌ کل‌ روز اختصاص‌ دهید به‌ طوری‌ که‌ انگار یک‌ نوار را مجدداً گوش‌ می‌دهید. تمام‌ عواطف‌ منفی‌ را که‌ متحمل‌ شده‌اید (عصبانیت‌، احساس‌ عدم‌ امنیت‌ یا اضطراب‌) از خود برهانید. از کلیه‌ انرژی‌ها یا عواطف‌ خوب‌ (افکار عاشقانه‌، ستایش‌، احساسات‌ خوب‌ در مورد کار یا خودتان‌) لذت‌ ببرید. در مورد کارهای‌ ناتمام‌ تصمیمی‌ اتخاذ کنید و تنش‌ ذهنی‌ یا عضلانی‌ را رها کنید. هم‌اکنون‌ برای‌ یک‌ خواب‌ آرامش‌بخش‌ و بهبود دهنده‌ عواطف‌ آماده‌ هستید .
 
پزشک‌ شما ممکن‌ است‌ به‌ مدت‌ کوتاهی‌ برای‌ شما داروی‌ آرام‌بخش‌ یا ضد افسردگی‌ تجویز کند .
یک‌ برنامه‌ ورزشی‌ اتخاذ کنید. افرادی‌ که‌ در وضعیت‌ فیزیکی‌ خوبی‌ به‌ سر می‌برند، به‌ احتمال‌ کمتری‌ به‌ عوارض‌ منفی‌ استرس‌ مبتلا می‌شوند .

یک‌ رژیم‌ غذایی‌ طبیعی‌ و کاملاً متعادل‌ اتخاذ کنید. مکمل‌های‌ ویتامینی‌ ممکن‌ است‌ توصیه‌ شوند . 



:: بازدید از این مطلب : 1688
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 10 اسفند 1390 | نظرات (1)
نوشته شده توسط : mahdiba

 

عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل را به یکدیگر پیوند می دهد .
Love is wide Ocean that joins two shores .
 
زندگی بدون عشق بی معنی است ، و خوبی بدون عشق غیر ممکن .
Life whithout love is none sense and goodness whithout love is impossible .
 
عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدائی بلندتر خواهد بود .
Love is something silent , but it can be louder than anything when it talks .
 
عشق آن است که همه خواسته ها را برای او آرزوکنی !
Love is when you find yourself spending every wish on him .
 
عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند .
Love is flower that is made to bloom by two gradeners .
 
عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید .
Love is like a flower which blossoms whit trust .
 
عشق یعنی ترس از دست دادن تو ! 
Love is afraid of losing you !
 
پاسخ ، عشق است ، سؤال هر چه که باشد !
No matter what the question is love is the answer !
 
وقتی هیچ چیز جز عشق نداشته باشید آن وقت خواهید فهمید که عشق برای همه چیز کافیست .
When you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough .
 
زمانی که همه چیز افتاده است ، عشق آن چیزی است که بر پا می ماند .
Love is the one thing that still stands when all else has fallen .
 
عشق مثل هوائی است که استشمام می کنیم ، آن را نمی بینیم ، اما همیشه احساس و مصرفش می کنیم و بدون آن خواهیم مُرد .
Love is like the air we breathe it may not always be seen , but it is always felt and used and we will die without it .
 


:: بازدید از این مطلب : 1736
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 09 اسفند 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : mahdiba

 

سکسکه‌ عبارت‌ است‌ از انقباضات‌ ناخودآگاه‌ و مکرر عضله‌ دیافراگم‌. سکسکه‌ یک‌ علامت‌ است‌ و نه‌ یک‌ بیماری‌. در ایجاد سکسکه‌ دیافراگم‌ عضله‌ بزرگ‌ و نازکی‌ که‌ قفسه‌ سینه‌ را از شکم‌ جدا می‌سازد و عصب‌ فرنیک‌ (عصبی‌ که‌ دیافراگم‌ را به‌ مغز وصل‌ می‌کند) نقش‌ دارند. تقریباً همه‌ ممکن‌ است‌ دچار سکسکه‌ شوند، حتی‌ جنینی‌ که‌ در رحم‌ مادر است .
‌یک‌ صدای‌ تند و سریع‌ که‌ در اثر گرفتگی‌ دیافراگم‌ از دهان‌ خارج‌ می‌شود. این‌ گرفتگی‌، عضلات‌ ته‌ گلو را به‌ هنگام‌ دم‌ می‌بندد.
تحریک‌ اعصابی‌ که‌ عضلات‌ تنفسی‌، خصوصاً دیافراگم‌، را تحریک‌ می‌کنند. علت‌ سکسکه‌ کوتاه‌مدت‌ معمولاً ناشناخته‌ است‌.
 در صورتی‌ که‌ سکسکه‌ طولانی‌مدت‌ باشد یا به‌طور مکرر رخ‌ دهد، امکان‌ دارد به‌ علل‌ زیر ایجاد شده‌ باشد:
خوردن‌ یا آشامیدن‌ غذا یا نوشیدنی‌ داغ‌ یا مواد تحریک‌کننده‌
بیماری‌های‌ پرده‌ جنب‌ (پرده‌ نازکی‌ که‌ روی‌ ریه‌ها را می‌پوشاند)
ذات‌الریه‌
اورمی‌ (جمع‌ شدن‌ مواد زاید سمی‌ در اثر نارسایی‌ کلیه)‌
الکلی‌ بودن‌
مصرف‌ بعضی‌ از داروها
اختلالات‌ معده‌، مری‌، روده‌ یا لوزالعمده‌
حاملگی‌
تحریک‌ مثانه‌
هپاتیت‌
گسترش‌ سرطان‌ از یک‌ قسمت‌ از بدن‌ به‌ کبد یا قسمتی‌ از پرده‌ جنب‌
سابقه‌ عمل‌ جراحی‌ اخیر، خصوصاً جراحی‌ روی‌ شکم‌
علل‌ عاطفی
 
   عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ خطر در هنگام بروز سکسکه :
وجود یک‌ بیماری‌ که‌ سطح‌ سلامت‌ فرد را پایین‌ آورده‌ باشد .  
سابقه‌ عمل‌ جراحی‌ اخیر
مصرف‌ داروها، خصوصاً آنهایی‌ که‌ معده‌ را آزرده‌ می‌سازند .
پربودن‌ معده‌
خنده‌ شدید یا احساسات‌ قوی‌
تغییر در دمای‌ محیط‌
مصرف‌ الکل
 ‌
( در حال‌ حاضر نمی‌توان‌ از سکسکه پیشگیری‌ کرد .)
    عواقب‌ مورد انتظار :
سکسکه‌ کوتاه‌مدت‌ معمولاً نشان‌دهنده‌ بیماری‌ نیست‌. این‌ نوع‌ سکسکه‌ به‌طور خود به‌ خودی‌ یا غالباً با درمانی‌ که‌ شرح‌ آن‌ داده‌ خواهد شد برطرف‌ می‌شود. سکسکه‌ مداوم‌ فرد را مستأصل‌ می‌کند و نیاز به‌ انجام‌ اقداماتی‌ برای‌ فهمیدن‌ دلیل‌ آن‌ وجود دارد .
 
    عوارض‌ احتمالی :‌
عارضه‌ای‌ وجود ندارد، مگر این‌ که‌ سکسکه‌ طولانی‌مدت‌ باشد و وجود یک‌ بیماری‌ جدی‌ را مطرح‌ کند .
     اصول‌ کلی در درمان سکسکه :‌
روش‌هایی‌ که‌ در این‌ جا ذکر می‌شوند برای‌ دوره‌های‌ کوتاه‌مدت‌ سکسکه‌ هستند. سکسکه‌ طولانی‌مدت‌ باید تحت‌ بررسی‌ پزشکی‌ قرار گیرد. یک‌ یا تعداد بیشتری‌ از روش‌های‌ زیر را به‌ کار بندید تا بهترین‌ آنها برای‌ شما معلوم‌ شود .
1 نفس‌ خود را نگاه‌ دارید و تا 10 بشمارید .
داخل‌ یک‌ کیسه‌ کاغذی‌ تنفس‌ کنید. از کیسه‌ پلاستیکی‌ استفاده‌ نکنید زیرا ممکن‌ است‌ به‌ سوراخ‌ بینی‌ بچسبد . 2
3 انگشت‌ شست‌ خود را بین‌ دندان‌ها و لب‌ بالا قرار دهید. سپس‌ لب‌ بالا را با انگشت‌ سبابه‌ خود، درست‌ در زیر سوراخ‌ بینی‌ سمت‌ راست‌، فشار دهید .
4 انگشتان‌ سبابه‌ خود را حدود 20 ثانیه‌ داخل‌ هر دو گوش‌ فشاردهید .
یک‌ لیوان‌ آب‌ را به‌ سرعت‌ بنوشید . 5
6 نان‌ خشک‌ یا یخ‌ خرد شده‌ قورت‌ دهید .
7 زبان‌ خود را به‌ ملایمت‌ بکشید .
8 چشمان‌ خود را ببندید و فشار ملایمی‌ را به‌ کره‌های‌ چشم‌ وارد کنید .

9 یک‌ قاشق‌ چایخوری‌ شکر خشک‌ بخورید



:: بازدید از این مطلب : 1845
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 08 اسفند 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : mahdiba

 

تو مسئولی خداوندا ،
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی ،
کدامین دست جز دست تو غم ریزد به کام من ،
چرا شد قرعه مهنت به نام من ،
که حتی نیمه شب ها اشک غم ریزم به پای تو ،
به امید صفای تو !
به امید دوای تو !
خدایا گر تو درد عاشقی را می کشیدی
تو هم زهر جدائی را به تلخی می چشیدی
اگر چون من به مرگ آرزوها می رسیدی
پشیمان می شدی از اینکه عشق را آفریدی
خدایا آسی و خسته به درگاه تو رو کردم
نماز عشق را آخر به خون دل وضو کردم
دلم دیگر به جان آمد در این شب های تنهائی
بیا بشنو تو فریادی که پنهان در گلو کردم
خدایا گر تو درد عاشقی را می کشیدی
تو هم زهر جدائی را به تلخی می چشیدی
اگر چون من به مرگ آرزوها می رسیدی
پشیمان می شدی از اینکه عشق را آفریدی
بگو هرگز سفر کردی ؟
سفر با چشم تر کردی ؟
کسی را بدرقه با اشک
تو با خون جگر کردی ؟
ز شهر آرزوهایت به ناکامی گذر کردی ؟
گل امیدت را ، تو پرپر به خاک رهگذر کردی ؟
خدایا گر تو درد عاشقی را می کشیدی
تو هم زهر جدائی را به تلخی می چشیدی
اگر چون من به مرگ آرزوها می رسیدی
پشیمان می شدی
از اینکه عشق را آفریدی !


:: بازدید از این مطلب : 1959
|
امتیاز مطلب : 118
|
تعداد امتیازدهندگان : 26
|
مجموع امتیاز : 26
تاریخ انتشار : یکشنبه 07 اسفند 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : mahdiba

 

قفس در انتهای جاده منتظر من است .
در این قفس جای خالی خیلی ها ، خالی است .
 و همچنین در قفس سینه ام ، جای خالی خیلی ها خالی است .
اگر در هر نفسی صد آه است ، پس در این قفس هم ، نفسی با آه است .
فریاد در این جا بی نیازی از آزادی نیست .بلکه آرزوی دیرینه است.
قفس در سینه حبس شده است .
چطور خود یک روز سینه را در خود حبس کرده بود ؟
اگر از سینه برون شود ، ناچار به تحمل آن خواهم شد .
سینه درد دارد اما دردش کمتر از درد بی عدالتی روزگار است .
راستی عدالت را کجا باید جست ؟
اگر در این قفس باشد چه ؟
چگونه از حبس سنگین خارج می شود ؟
اگر خارج شد ، آیا خود دچار بی عدالتی نمی شود ؟
...آه چقدر انتظارش را بکشم .
یعنی روزی هست که لااقل بویش را حس کنم ؟
به کدامین گناه ، عدالت دچار بی عدالتی شده است ؟
در قفس سینه ام ، جای خالی خیلی ها خالی است .
و هنوز قفس در انتهای جاده منتظر من است .


:: بازدید از این مطلب : 1721
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 05 اسفند 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : mahdiba

 

به فردی که با ویروس اچ آی وی آلوده شده ، سرم مثبت یا آچ آی وی مثبت می گویند .
یعنی،  نتایج جستجو برای علائمی به نفع وجود ویروس ، مثبت بوده است . از زمان ورود ویروس به بدن تا ظهور بالینی به طور متوسط 10(ده) سال طولمی کشد .در این مدت فرد آلوده به ویروس اچ آی وی ظاهرًا سالم بوده و تا مدتها نشانه ای از وجود بیماری را ندارد .
به همین علت فرد از آلودگی خود آگاه نیست .این مسئله یکی از بزرگترین مشکلات برنامه های مبارزه با بیماری ایدز می باشد . به این دوره ، دوره بدون علامت یا دوره کمون می گویند . برخی از این افراد علائم خفیفی مانند : تب ، گلو درد ، علائم پوستی ، و یا تورم غدد لنفاوی پیدا می کنند که می تواند با برخورد اولیه بروز نماید .
با کاهش تدریجی نیروی دفاعی بدن شخص وارد مرحله آغاز علائم و نشانه ها می گردد و با افزایش وسعت این تضعیف و تخریب بیماری ظاهر می شود .
علائم بالینی بیماری به دو دسته تقسیم می شوند که عبارتند از : علائم اصلی و علائم فرعی. که علائم اصلی شامل : ازدست دادن وزن بیش از ده درصد ، تب به مدت بیش از یک ماه ، اسهال مزمن به مدت بیش از یک ماه ، خستگی شدید و پایدار.
 و علائم فرعی شامل : سرفه مداوم بیش از یک ماه ، تعریق زیاد درشب ، علائم پوستی خارش دار ، زخم های دهانی ، برفک دهانی ، عفونت تب خال ، تورم غدد لنفاوی .
که البته این علائم به تنهائی برای تشخیص بیماری ایدز کافی نیست ، زیرا اینها نشانه های شایع بسیاری از بیماری ها ی دیگر هم هستند . به خاطر داشته باشید که عفونت اچ آی وی فقط از طریق آزمایش خون تأئید می شود .با پیشرفت عفونت و تکثیر ویروس و تضعیف بیشتر سیستم دفاعی بدن ، فرد مبتلا دیگر توانائی دفاع در برابر عفونت ها ی برصت طلب را ندارد . عفونت ای فرصت طلب معمولًا نمی توانند فرد سالم و قوی را مبتلا کنند و درصورتی که سیستم   دفاعی بدن  فرد تضعیف شود ، این عفونت ها  از فرصت استفاده کرده و فرد را مبتلا می کنند . سل نمونه ای از عفونت های فرصت طلب است که معمولًا در افراد مبتلا به ایدز دیده می شود . در مراحل آخر عفونت با اچ آی وی ، ممکن است ویروس به سیستم ایمنی حمله کرده و موجب اغتشاشات   ذهنی و ضعف هماهنگی بدن گردد .

در زمان بیماری فرد ممکن است یک دوره طولانی سلامتی جایگزین شود .   60 درصد افرادی که آلوده شده اند حدود 12 سال بعد از آلودگی به بیماری ایدز مبتلا می شوند .( یعنی مجموعه علائم بیماری ظاهر می شود ) افراد آلوده به ویروس اچ آی وی بعد از یک دوره طولانی به علت آسیب سیستم ایمنی بدن خواهند مرد .



:: بازدید از این مطلب : 1618
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 03 اسفند 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : mahdiba

 

سه روش برای سرایت ویروس اچ آی وی از فرد آلوده به فرد سالم ثابت شده است :
اول :از طریق تماس جنسی حفاظت نشده با شخص آلوده به اچ آی وی ( بدن حفاظت مقاربتی  ) " منظور از حفاظت مقاربتی همان استفاده از کاندوم یا کاپوت مردانه یا زنانه است ."
دوم : از طریق تماس خونی یا انتقال خون یا فرآورده های خونی یا پیوند اعضاء آلوده به ویروس .یا از طریق استفاده از سرنگ و سوزنی که قبلًا توسط فرد بیماری استعمال گردیده است.
سوم : از طریق مادر آلوده که در زمان حاملگی ، زایمان یا شیر دهی کودک خود را مبتلا می سازد .
 
آلودگی از طریق تماس جنسی :80درصد کسانی که در سراسر جهان       به اچ آی وی آلوده شده اند ، از طریق مقاربت و روابط جنسی ویروس را در یافت کرده اند . در     حین تماس جنسی حفاظت نشده با فرد آلوده ویروس از راه آلت تناسلی     مرد یا مهبل یا مقعد به جریان خون وارد می شود .در صورت ابتلا یکی از همبسترها ( شریک جنسی ) به عفونت های دیگر مقاربتی به علت احتمال وجود جراحت یا زخم باز روی پوست اطراف نواحی تناسلی ، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی بسیار افزایش می یابد .
 
آلودگی از طریق تماس خونی یا فرآورده های خونی :خون های اهدائی افراد برای بیمارانی مانند مبتلایا ن به هموفیلی یا مصدومینی که خون زیادی از دست داده اند استفاده می شود .
معمولًا در بدو اهداء   این خون ها مورد آزمایشات دقیقی برای اطمینان از عدم آلودگی به میکروبها واقع می شوند . در مناطقی که خون اهدا ء شده از نظر آلودگی به ویروس اچ آی وی آزمایش نمی شود ،   خطر بسیار بزرگی برای انتقال مستقیم ویروس   به خون فرد سالم وجود دارد .اما تماس خونی و انتقال خون فقط از طریق خونهای اهدائی صورت نمی پذیرد . استفاده مشترک از سرنگ ها و سوزنهائی که حاوی خون آلوده هستند ، می تواند موجب انتقال ویروس اچ آی وی شود . به ویژه سرنگ هائی که برای استفاده تزریق وریدی ( داخل رگ ) به کار   رفته اند ، خون آلوده را در درون خود نگه می دارند .
استفاده مشترک از سرنگ ها و سوزنها ، یک عمل بسیار خطر ناک بوده و تا کنون افراد زیادی از همین طریق به بیماری آلوده شده اند ، که بیشتر آنها معتادین به مواد مخدر تزریقی می باشند .بنابر این کلیه سرنگ هائی که یکبار برای تزریق یا خونگیری مورد استفاده قرار گرفته اند ، باید به عنوان زباله عفونی دفع ، نابود و یا ضد عفونی گردند . بهتراست همگی ما از عدم استفاده از سرنگ های مصرفی در تزریقات مطمئن شویم ! چرا که نکته قابل توجه این است   ؛   اچ آی وی می تواند از طریق خوم آلوده باقیمانده بر روی تجهیزات     ( که گاهی رؤیت هم نمی شود )   مورد استفاده در ختنه ، خالکوبی یا تتو ، طب سوزنی ، دندانپزشکی ، سوراخ کردن گوش ،  جراحی زبان کوچک و لوزه   ، تیغ هائی که برای حجامت بکار می رود   و یا هر وسیله ای   که موجب نفوذ در پوست می شود ، منتقل گردد . لذا کلیه این وسائل و تجهیزات بایستی   به صورت یکبار مصرف باشند یا حتمًا ضد عفونی   شوند .
استفاده مشترک از مسواک و تیغ اصلاح با احتمال   کمتری می تواند باعث انتقال بیماری ایدز شود . ضمناً کسانی که در شغل های بهداشتی ، آرایشی و زیبائی هستند با ید نکات ایمنی و پیشگیری را به طور جد   در نظر بگیرند ، چرا که هم خودشان ممکن است   در معرض بیماری قرار گیرند و هم مراجعه کنندگانشان .
انتقال از طریق مادر آلوده به ویروس به کودک یا جنین : مادر آلوده به ویروس اچ آی وی در زمان حاملگی و یا به هنگام زایمان به دلیل ارتباطات خونی که ایجاد می شود ،   می تواند جنین یا نوزاد خود را بدون اینکه بداند آلوده سازد . همچنین تغذیه نوزاد با شیر مادر   آلوده از طریق   پستان می تواند احتمال آلودگی کودک را بیشتر کند .یک سوم نوزادان آلوده به اچ آی وی از طریق تغذیه با پستان به بیماری مبتلا می شوند . از  طرفی دیگر تغذیه با پستان بهترین روش تغذیه شیرخواران است . شیر مادر شامل بسیاری از مواد حافظ سلامتی کودک می باشد . بنابر این انتخاب   تغذیه با پستان و خطر   انتقال ویروس به کودک نه تنها یک نگرانی برای مادران   است ، بلکه   یکی   از مهمترین   مسائل   بهداشت عمومی محسوب می شود . ( پس بهتر است قبل از مبادرت به حاملگی حتی المقدور همسران    برای آینده فرزند خود هم که شده ،مورد آزمایش ایدز   قرار بگیرند ) !
ویروس اچ آی وی از چه طریقی منتقل نمی شود ؟ :  
پوشیدن لباسهای افراد آلوده   ، زندگی با افراد آلوده ،   استفاده از وسائل شخصی که توسط بیمار لمس شده اند مانند : حوله –رخت خواب – وسائل دستشوئی . ، خوابیدن در اتاق شخص مبتلا ،   در آغوش گرفتن یا بازی کردن با کودک مبتلا ، مراقبت از کودکانی که   پد ر و مادر   آنها آلوده به ایدز هستند . ،شنا کردن در استخر ، رودخانه ، چاله آب همراه با شخص   مبتلا ، همسفر بودن با افراد در وسیله   نقلیه شلوغ وپز ازدحام ،   قرار گرفتن در معرض عطسه   یا سرفه   فرد مبتلا ،   استفاده مشترک از مواد غذائی - ظروف - بشقاب و فنجان فرد مبتلا ، مراقبت از بیمار مبتلا به ایدز ، انجام کمک های اولیه برای افراد مبتلا به شرط رعایت اصول بهداشتی ، اهدا ء خون اگر شما مبتلا به ایدز نیستید ،   نیش حشرات گزنده مانند پشه   و زنبور ، توالت   ،   هوا ی اطراف شخص   ،  آب و غذا ،   آب دهان ، اشک ، ادرار و استفراغ .....
بنابراین می توان نتیجه گرفت تنها زمانی که خون فرد آلوده به اچ آی وی مثبت به خون فرد سالم راه یابد و یا آسیب پوست یا غشای مخاطی مانند   دهان یا اندام تناسلی باعث باز شدن مسیر انتقال خون فرد آلوده به فرد سالم گردد ، ویروس   به فرد سالم منتقل می شود . آب دهان ، اشک یا عرق بدن   ،   آلوده کننده   نیستند ولی توجه داشته باشید که بوسیدن    در   صورتیکه پوست یا مخاط اطراف دهان   صدمه دیده و یا زخمی باشد می تواند باعث ارتباط خونی شدخ و ویروس را منتقل نماید .
توجه ! به این نکته که    (   ایدز / اچ آی وی   ) به گروه خاصی از مردم ، سن ، جنس ، حرفه و کشور محدود نمی شود . هر فرد   اعم   از مرد یا زن   ،کودک یا بزرگسال   ، پیر یا جوان   از هر کشوری و در هر مکانی می تواند به این ویروس آلوده شود . و از آنجا که ایدز غیر قابل درمان است بنابر این ، تنها راه مقابله با آن ، پیشگیری از ابتلای به این بیماری مهلک می باشد .
 ( اما در هر صورت هنگام برخورد با فرد آلوده رعایت نکات بهداشتی    الزامی است اما برخورد صحیح ما می تواند اعتماد به نفس خوبی برای اینگونه افراد باشد چرا که شاید آنها  در آلوده شدن خود هیچ تقصیری نداشته باشند و ممکن است برای خود ما هم این بیماری پیش بیآید    ، بنابر این بهتر است با درک موضوع و خویشتنداری با آنان همدرد شویم بلکه بتوانیم کمکی هر چند کم به اینگونه افراد کرده باشیم .)
نکاتی در رابطه با پیشگیری از ایدز : با توجه به اینکه شایع ترین راه سرایت بیماری ایدز    در جهان از طریق   تماس جنسی است ، بهترین راه پیشگیری از آن پایبندی به اصول اخلاقی ، دینی ، خانوادگی و اجتناب از روابط نا مشروع جنسی ، به خصوص افراد متاهل است .
مراقبت و خویشتنداری   و   وفا داری   به خانواده ، ایمن ترین راه می باشد .لذا توجه سایرین را باید   به انتخاب فعالیت جنسی ایمن و استفاده از وسائل حفاظتی مقاربت مانند کاندوم جلب نمود .
در کشور ما خون های اهدائی از نظر آلودگی به اچ آی وی آزمایش می شوند . ولی برای کسانی که در کشورهائی زندگی می کنند که وضعیت   خونهای اهدائی مشخص نیست و یا سوزن و تجهیزاتی که با خون تماس دارند از نظر ضد عفونی بودن   مطمئن نیستند ، توصیه های زیر برای پیشگیری بایستی مورد توجه قرار بگیرد :
اول : احتیاط در رانندگی و اجتناب از سرعت و موقعیت های خطر ناک و استفاده از کلاه ایمنی برای موتور سواران ، استفاده از کمربند ایمنی   برای رانندگان اتومبیل ها اعم از سنگین و سبک ،   چون در صورت بروز خطر ممکن است فرد مصدوم به خون یا فرآورده های  اهدائی آن احتیاج پیدا کند .
دوم : اطمینان از ضد عفونی بودن وسائل و تجهیزات مورد استفاده در امور آرایشی ، بهداشتی و زیبائی .
سوم : اطمینان از نو بودن سرنگ و سوزن در تزریقات و عدم استفاده از سرنگ و سوزن مشترک به خصوص در معتادین به مواد مخدر .
چهارم : اطمینان از ضد عفونی بودن وسائل   پزشکی و دندانپزشکی .
پنجم :   اجتناب از مصرف الکل و مواد مخدر که مانع تفکر و تعقل صحیح شده و موجب تصمیم گیری های نابخردانه می شود .
ششم : اجتناب از کارهای غیر ضروری و نسبتاً بی ارزش مانند تتو و خالکوبی .

در کل عدم آگاهی افراد بیمار و آلوده به ایدز و همچنین نا آگاهی افراد سالم می تواند بسیار خطرساز بوده و جامعه را تهدید کند . پس آگاهی رسانی بی وقفه هنوز بهترین راه مبارزه با این بیماری مهلک است . و از آنجا که عفونت اچ آی وی و ایدز تقریباً هیچ درمانی ندارد ، پیشگیری مقدم بر درمان آن است .



:: بازدید از این مطلب : 1615
|
امتیاز مطلب : 36166
|
تعداد امتیازدهندگان : 18
|
مجموع امتیاز : 18
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 02 اسفند 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : mahdiba

 

گاهی انسان خود را در برابر آفتاب قرار می دهد تا پوستش به اصطلاح رایج " بُرُنزه " شود . اما کمتر کسی توجه به این حقیقت دارد که نور آفتاب چه آثار مهمی بر روی پوست ، بر جای می نهد .
سرخی یا سوختگی ، بارزترین آثار آفتاب بر پوست بدن ماست . آیا می دانید که این حالت بر اثر نور فوق بنفش پدید می آید ؟
آری ، بر اثر تابش نور فوق بنفش ، ماده ای به نام " هیستیدین " در پوست به ماده دیگری تبدیل می شود که " گُشادگیِ " رگها را سبب می گردد و در این حالت رنگ پوست قرمز می شود .
در پوست ماده دیگری نیز هست به نام " تیروزین " که چون نور فوق بنفش بر آن بتابد به یک رنگیزهء قهوه ای رنگ به نام " مِلانین " تبدیل می شود .
مِلانین به لایه بیرونی پوست رانده می شود تا در برابر اشعه نور ، سدّی ایجاد کند ، و نگذارد که پوست بیش از حد از آن تأثیر پذیرد . در این صورت است که رنگ پوست به گونه ای در می آید که آن را " بُرُنزه " می خوانند .
نور آفتاب اثر مثبت بهداشتی بسیاری دارد . چرا که عامل نابودی قارچها و باکتریهائی است که بر سطح پوست می نشیند .
نور آفتاب ماده دیگری هم در پوست تولید می کند که سبب درهم فِشردگی رگها می شود و فشار خون را بدین وسیله افزایش می دهد .
برخی از یاخته های بدن که در حال مبارزه با عفونتها هستند ، بر اثر نور آفتاب ، فعالیت بیشتری می یابند . عضله ها نیز تحت تأثیر آفتاب وضعیت بهتری پیدا می کنند . حتی چنین می نماید که نور خورشید باعث تحریک دستگاه اعصاب نیز باشد .
افزون بر اینها ، بدن در آفتاب ویتامین " دِ " نیز می سازد . چرا که نور فوق بنفش با ایجاد نوعی دگرگونی شیمیائی در پوست ، این نوع ویتامین را تولید می کند . اکنون می پرسید : اگر آفتاب این همه فایده دارد آیا بهتر نیست که انسان تا می تواند در زیر آفتاب بنشیند ؟
پاسخ این سؤال آن است که بگوئیم ، آفتاب مانند یک دارو بر بدن تأثیر دارد . انسان باید در مصرف این دارو بسیار دقت کند .

شما اگر می خواهید بدن خود را بُرُنزه کنید ، باید این کار را به تدریج انجام دهید . یعنی روز نخست فقط چند دقیقه در آفتاب بنشینید ، و روز بعد چند دقیقه بیشتر و همین طور ... چون اِفراط در آفتابگیری ، بی شک بر پوست و بدن آدمی آسیب وارد می آورد



:: بازدید از این مطلب : 1547
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : دوشنبه 01 اسفند 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : mahdiba

 

خود هیپنوتیزم کلید مغز ، عواطف و احساسات است . به عبارت دیگر نسخه خوشبختی و داروی خونسردی و آرامش در مقابل همه بحران ها و رویدادهای ناگوار و تلخ زندگی است .
"خودهیپنوتیزم" هر کسی را قادر می سازد که در مقابل همه مشکلات مادی ، معنوی ، عشقی و اجتماعی زندگی در کمال خونسردی و نشاط مبارزه کند و پیروز شود یا خونسرد و بی تفاوت رها کند تا خودش حل شود .
"خودهیپنوتیزم" بهترین دارو جهت رفع اختلافات خانوادگی است و نه تنها از بالا رفتن آمار طلاق و متارکه جلوگیری می کند بلکه ناراحتی و اختلافات عصبی زنها و شوهرها را از بین می برد و قدرت گذشت و سازش آنها را زیاد می کند که بتوانند با یکدیگر در صفا و صمیمیت به سر ببرند .
هر فرد مانند هوا و غذا به "خودهیپنوتیزم" احتیاج دارد .
"خودهیپنوتیزم" شما را به آرامش و سکون می رساند ، شما را به دنیای آرامش و راحتی اعضاء و اعصاب می رساند .
به کمک هیپنوتیزم شما می توانید ، ظلم ها ، بی عدالتی ها ، حق کشی ها ، قانون شکنی های زائیده اجتماع سرمایه داری را اگر نمی توانید از بین ببرید ، لااقل آن را تحمل کنید .
برای انسان های با احساس و با عاطفه ای که مظالم اجتماعی اشک بر دیده گانشان جاری می سازد ، تا جائیکه آنها را به سرحد جنون و خودکشی می کشاند ، "خودهیپنوتیزم" مرهم این جراحات روحی آنهاست و به آنها فرصت می دهد که خودکشی نکنند ، دیوانه نشوند ، فقط تا حدودی متأثر شوند ، به اندازه لزوم که بتوانند در رفع مظالم اجتماعی عاقلانه و دانشمندانه تلاش کنند .
"خودهیپنوتیزم " به کمک عشّاق دلسوخته از رنج معشوقان می شتابد تا بتوانند این دلربایان بی وفا ، فریبکار و ظالم را برای همیشه فراموش کنند .
"خودهیپنوتیزم" مرهم درد جانگداز مادری است که در غم مرگ فرزند خود ، در آتش حرمان شعله ور است .
"خودهیپنوتیزم" اگر استمرار یابد ، آنچنان تفکر و تعقل و استعدادهای درونی را پرورش می دهد و بزرگ می کند ، که انسان معمولی را تبدیل به نابغه ای بزرگ و جهانی خواهد کرد.
 
"خودهیپنوتیزم" به روش غربی : برای اینکه از این روش بتوانید نتیجه بگیرید ، لازم است قبلاَ نکات زیر را بکار ببرید .
1 حفظ ده نکته : نخست ده نکته مربوط به خودهیپنوز را کاملا حفظ کنید ، به نحوی که بتوانید خود به خود بکار ببرید .
2 محل ساکت : نکته بسیار مهم که در نتیجه گیری آن فوق العاده مؤثر است ، انتخاب محل تمرین می باشد ، که باید به کلی عاری از هرگونه سر و صدا باشد . بهتر است آخر شب که رادیو و تلویزیون خاموش شده ، در خیابان ها رفت و آمد آدم ها و ماشین ها کمتر شده است شروع به تمرین خودهیپنوز نمائید .
3 نور اتاق : اگر در شب تمرین می کنید بهتر است نور اتاق نارنجی ضعیف باشد ، یعنی ، نور لامپ نارنجی ، سبز یا آبی کمرنگ هم بد نیست ، ولی رنگ قرمز تند خوب نیست ، زیرا اعصاب را تهییج می کند و سرعت گردش خون را زیاد می کند و از هیپنوز شدن جلوگیری می نماید . اگر در روز تمرین می کنید باید اتاق نیمه تاریک باشد .
4 آمادگی فکری و روانی : قبل از شروع تمرین باید فکر و روان خود را آماده کنید ، به این معنی که احساس کنید چند دقیه بعد به کلی همه گونه افکار خود را کنار خواهید گذاشت و وارد حالت بی خودی ، بی فکری ، خواب آلودگی و بی حالی خواهید شد .
5 نیمه گرسنه بودن : با معده پُر تمرین خودهیپنوز نکنید ، باید حداقل دو تا سه ساعت بعد از غذا شروع به تمرین نمائید ، به علاوه از پُر خوری و خوردن گوشت و چربی خوددای کنید ، برای اینکه برای خودهیپنوز شدن آرامش عصبی داشته باشید باید سعی کنید پخته گیاه خوار یا خام گیاه خوار شوید ، اگر بتوانید خام گیاه خوار شوید بسیار خوب است . ولی لااقل پخته گیاه خوار می توانید بشوید ، فرق پخته گیاه خوار یا خام گیاه خوار این است که در پخته گیاه خواری می توانید غیر از گوشت و تخم مرغ و هر نوع غذای حیوانی همه نوع پخته گیاهی بخورید که در آن گوشت بکار نرفته باشد . گوشت نیروی عصبی یا برق بدن را زیاد مصرف می کند و قدرت تمرکز فکر خودهیپنوز را کم می کند .
حال ده نکته مربوط به انجام عمل خودهیپنوز را ذکر می کنم :
1 تنفس پرانا .
2 یک یا چند حرکت یوگا .
3 بلند کردن پای راست ، چپ ، دست ها و سر .
4 چرخش چشم ها .
5 تثبیت نگاه .
6 رلکس یا شل کردن تمام بدن از شصت پا تا فرق سر .
7 تصور پائین رفتن .
8 تصور پرواز دست راست یا چپ .
9 تلقین به خود .
10 بیداری .
1 تنفس پرانا : تنفس پرانا را می توان راز بزرگ نامید ، یکی از راههای خودهیپنوتیزم شدن آشنائی با راز تنفس پرانا می باشد . راز پرانا در شخص ایجاد آرامش می کند ، شخص را خونسرد می نماید ، نشاط و شادی می آورد ، تمرکز فکر را زیاد می کند ، ناراحتی هائی نظیر بی خوابی ، افسردگی ، اضطراب ، پریشانی ، دردهای روانی و عصبی داخل و خارج بدن را از بین می برد . از همه مهم تر این که راز پرانا هر کس را فوق العاده باهوش تر و با استعداد تر می نماید و نیز از هر انسانی یک انسان مافوق می سازد .
هندی ها معتقدند این پرانا در هوا وجود دارد ، درون ذرات هوا است ، ولی غیر از ذرات متشکله هوا می باشد . این پرانا را روح و جوهر مخصوص می دانند .
به دو نحو می توان از پرانا استفاده کرد ، اول آنکه از صبح تا عصر در هر جا و در هر محل و هر جا که موقعیت مناسب و مقتضی باشد نفس پرانائی بکشیم . نکته مهم این است که هنگام نفس کشیدن تمام افکار را از مغز خود خارج کنیم و تمام دقت و حواس بایستی متوجه پرانائی باشد که در هوا وجود دارد و وارد بدن مان می شود ، اگر فکرمان روی پرانا متمرکز نباشد ، پرانا هیچ اثر مفیدی روی ما نخواهد گذاشت .
همانطور که یک ماهی در آب دریا و استخر شناور است ، ما هم در پرانا شناور هستیم ، ما می بینیم که ماهی آب را از دهان خود جذب می کند و از گوش خود خارج می نماید ، ما هم باید خود را شبیه ماهی تصور کنیم ، و تصور کنیم که پرانا از راه بینی وارد می شود و در تمام بدن ما می چرخد ، ناراحتی ها و بیماریها و نیروها و افکار منفی ما را جذب می کند و وقتی خارج می شود ، اختلالات ما را با خود می برد .
پنج فایده تنفس پرانا :
فایده اول : ایجاد خود هیپنوز .
فایده دوم : اثر تلقینی : هنگام تنفس پرانا ما به خود تلقین می کنیم که داروی اعجاز انگیز روحی را از هوا می گیریم ، تصور می کنیم ، احساس می کنیم که شبیه شخص تشنه ای به محض اینکه آب می نوشیم در ما رفع عطش می شود ، همانگونه هنگام نفس کشیدن تصور می کنیم که به محض ورود پرانا به درون ما احساس سلامتی ، آرامش و لذت می کنیم ، سپس تصور می کنیم که پرانا وارد تمام سلول های بدن ما می شود ، و در تمام بدن ما می چرخد و تمام اختلالات داخلی ، ناراحتی فکری روانی و عصبی ما را به خود جذب می کند و وقتی هوا از بینی ما خارج می شود ، تمام اختلالات درونی و همه ضعف های انسانی و بشری همراه با پرانا از درون ما خارج می شود .
فایده سوم : استنشاق اکسیژن بیشتر : اکسیژن عامل معجزه گر حیات است ، همه موجودات زنده به اکسیژن محتاج هستند ، اگر اکسیژن بیشتری مصرف کنیم مسلما؛ از هر حیث بهبود قابل ملاحظه ای خواهیم یافت .
فایده چهارم : شُل یا رِلَکس نمودن ماهیچه های بدن .
خواص پرانا : کسانی که به خدا اعتقاد دارند ، به پرانا هم معتقدند ، زیرا به عبارت دیگر پرانا نور خدا است ، نیروی خدائی است ، و چنین نیروئی می تواند در سلامتی و صحت ما فوق العاده مؤثر باشد .
راه دوم استفاده از پرانا : به پشت بخوابید ، خود را کاملاَ شُل نمائید ، پنج دقیقه در سکوت فرو روید ، و محیط هم باید کاملاَ ساکت باشد ، در حالی که به پشت خوابیده اید و چشمهایتان را بسته اید تمام فکرتان را متوجه پرانائی نمائید که در هوا وجود دارد ، همه افکار را از مغزتان خارج نمائید ، حالا در چنین شرایطی شروع به کشیدن تنفس پرانا نمائید ، فوق العاده آرام و آهسته و بدون این که صدای تنفس شنیده شود ، نفس بکشید ، باز هم نفس بکشید ، کاملا ریه ها را از هوا پُر کنید . در حال پُر کردن هوا تصور کنید که پرانا وارد بدن تان می شود ، و تصور کنید که دارید سالم ، شاد و آرام می شوید ، سپس چند ثانیه هوا را در ریه ها حبس کنید و تصور کنید که پرانا در تمام بدن تان می چرخد و تمام اختلالات و ناراحتی هایتان را جذب می کند و وقتی هوا را خارج می کنید تصور نمائید که با گاز کربنیک خارج شده ، از بدنتان اختلالات فکری و روانی نیز خارج می شود . این طرز تنفس هر روز چهار بار و هر بار 20 مر تبه با تمرکز و حضور ذهن کامل باید انجام شود .
2 انجام یک یا چند حرکت از یوگا : در این خصوص می توانید فقط یک حرکت "پاشی موتان آسانا" ( خم شدن به جلو ) را انجام دهید ، به این ترتیب که پاها را به جلو دراز کنید ، سپس از کمر خم شوید و با دو دستتان انگشتان پاهایتان را بگیرید و تا آنجا که می توانید به طرف پائین بروید ، این حرکت را پنج مرتبه انجام دهید و هر مرتبه چهارده ثانیه در این وضعیت باقی بمانید .
3 بلند کردن پای راست ، چپ ، دستها و سر : حالا به پشت خوابیده اید ، شما باید پای راست خود را بلند کنید ، پا کمی افقی است و زانو خم نمی شود ، پا زیاد بالا بلند نمی شود ، پنجه پا به طرف جلو کشیده می شود ، پا اگر زیاد بلند شود و زانو خم شود دیرتر خسته می شوید .
4 دستها و سر : حالا نوبت به دستها و سر می رسد ، هر دو دست را بلند کنید و انگشتهای خود را به مدت سه تا پنج دقیقه ، تا وقتیکه کمی احساس خستگی در انگشتها نمائید ، باز و بسته کنید . حالا پنجه های هر دو دست شما باز و بسته می شوند . پس از احساس خستگی در انگشتان ، سر را هم بلند کنید ، به نحوی که چانه به طرف سینه فشار آورد ، و سر را به راست و چپ بچرخانید ، چرخش سر بایستی هماهنگ با باز و بسته شدن انگشتان باشد . آنقدر سر به چپ و راست حرکت می کند و انگشتها باز و بسته می شوند تا کاملاَ خسته شوند و قادر به نگهداری آنها نباشید و به حال خود رها شوند ، حالا خود را شل و وانهاده رها کنید و به مدت یک تا دو دقیقه به خواب روید ، یعنی کاملاَ خود را خواب آلود نمائید بدون اینکه کاملا به خواب طبیعی رفته باشید . بعد از دو دقیقه چشمها را باز کنید و شروع به چرخاندن می نمائید .
5 چرخش چشمها : طرز چرخاندن چشمها به این ترتیب است که چشمها را گشاد و باز می کنید . حالا باید کره چشم را داخل کاسه چشم کاملاَ به چرخش در آورید ، بدین ترتیب که کره چشمها را در ابتدا کاملاَ بالا ببرید یعنی کاملاَ به بالا نگاه کنید ، سپس به سمت راست ببرید و سپس به طرف پائین مثل اینکه می خواهید به نوک بینی نگاه کنید و سپس به طرف چپ نگاه کنید ، به همین ترتیب تا 20 مرتبه یعنی هر وقت کره چشمهای شما یک دور کامل زد ، بشمارید ، پس از آنکه چشمها را از طرف راست چرخاندید حالا بیست مرتبه هم از طرف چپ بچرخانید ، پس از آن چشمها را ببندید و یک دقیقه بی حرکت خواب آلود بمانید .
6 تثبیت نگاه : پس از یک دقیقه آرامش سه مرتبه نیّت یا به اصطلاح علمی تلقین هیپنوتیزم شدن را به خود بنمائید ، به این شکل : "من چند ثانیه دیگر چشمهایم را باز می کنم به انتهای بینی به فاصله بین دو ابرو خیره می شوم ، چشمهای من سنگین ، خسته ، خواب آلود و بسته خواهند شد و من به خواب هیپنوتیزمی عمیقی فرو خواهم رفت ." این عبارت را سه مرتبه تلقین می کنید ، پس از سه بار تلقین چشمها را باز می کنید به انتهای بینی به فاصله بین دو ابرو خیره می شوید که این حالت را تثبیت نگاه گویند ، حالا کم کم احساس می کنید که چشمهای شما می سوزد ، پلک ها خسته می شوند ، خواب آلود و بسته می شوند ، ممکن است شما بتوانید چند دقیقه استقامت کنید و پلک نزنید ، ممکن است نتوانید پلک نزنید ، اشکالی ندارد ، پلک بزنید و دوباره به فاصله بین دو ابرو خیره شوید و نگاه خود را تثبیت کنید ، هدف تمرکز فکر است که با خیره شدن به فاصله بین دو ابرو این تمرکز حاصل می شود . اگر بدون تمرکز و بدون حالت احترام و بی تفاوت این عملیات را انجام دهید ، هیچ نتیجه ای نخواهید گرفت ، یعنی هیچ حالتی در شما ایجاد نخواهد شد ، باید قبلاَ تصور کنید که مثلاَ می خواهید در حضور خدا و همه پیامبران با ادب و احترام این عملیات را انجام دهید تا به آنها نزدیک شوید ، در ضمن بهتر است اگر بدنتان تمیز نمی باشد ، قبلاَ دوش بگیرید زیرا اعصاب آرام تر و نتیجه بهتری حاصل خواهد شد . پس از اینکه چشمهای شما بسته شدند و احساس کردید که دیگر دلتان نمی خواهد آنها را باز کنید ، بی حرکت و عمیق دو تا سه دقیقه بخوابید ، ولی مواظب باشید کاملاَ خوابتان نبرد . پس از چند دقیقه شروع به رِلَکس تمام بدن نمائید یعنی قسمت ششم را انجام دهید .
7 رِلَکس یا شل کردن تمام بدن از شصت پا تا فرق سر : حالا بدن شما کاملاَ بی حرکت است ، و فکرتان کار می کند ، تصور کنید در روی ناخن شصت پای راست شما یک نقطه سیاه به اندازه یک عدس وجود دارد . اگر قبل از شروع به خود هیپنوز با خودکار یا مرکب یک نقطه سیاه روی ناخن شصت پای راست و یک نقطه سیاه روی ناخن شصت پای چپ گذاشته باشید بسیار خوب است و اثر تمرکزی بیشتری دارد ، یعنی فکر شما بهتر و بیشتر متمرکز می شود ، حالا به مدت سه تا پنج دقیقه اگر وقت دارید ، به مدت بیشتری فکر خود را فقط به آن نقطه سیاه روی ناخن متمرکز نمائید ، یعنی تصور کنید که در حالی که به پشت دراز کشیده و چشمها را بسته اید ، مشغول نگاه کردن به آن نقطه سیاه روی ناخن هستید . باید مواظب باشید که فکر شما هیچ جا نرود و حواستان پرت نشود ، البته در روزهای اول بسیار مشکل است که بتوانید فکر خود را متمرکز کنید ، فکر شما از محوطه عمل خارج شده و وارد درگیریها و گرفتاریهای زندگی می شود ، یعنی ممکن است در حالی که شما مشغول فکر کردن به نقطه سیاه روی ناخن خود هستید ، ناگهان متوجه شوید که دارید ، به پول ، به زن ، به عشق ، به کار ، به اختلافات و آینده یا گذشته فکر می کنید ، در چنین وضعی فوراَ باید مسیر فکر خود را مجدداَ به نقطه سیاه ناخن باز گردانید ، شما هر روز مرتب چند بار با چنین وضعی در جنگ و درگیر خواهید بود تا اینکه کم کم با تمرین و ورزش فکر ، عادت به تمرکز نمائید .
پس از چند دقیقه فکر ود را متوجه ماهیچه شصت پای راست نمائید ، تصور کنید که ماهیچه شصت پای شما دارد شل می شود و سلولهای ماهیچه ای از هم دارند باز می شوند ، همین طور تک تک انگشتان پای راست را کنترل کنید و تصور کنید دارید تک تک انگشتها را می بینید که آنها دارند شل و راحت می شوند و به استراحت کامل در می آیند ، سپس فکر خود را متوجه کف پا و پاشنه پا نمائید ، تصور کنید تمام خطوط کف پا را دارید می بینید ، این عمل برای تمرکز فکر است . همین طور به مچ پا برسید از مچ پا تا سر زانو فکر کنید ، تصور کنید که ماهیچه های از مچ پا تا سر زانو شل و وانهاده می شوند ، ماهیچه های پشت پا کاملاَ شل می شوند و به حالت استراحت در می آیند ، حالا به سر زانو ، به کاسه زانو فکر کنید ، تصور کنید کاسه زانو را خوب می بینید و سپس بگذارید فکرتان از سر زانو عبور کرده و ماهیچه های ران راست را کنترل کنید . خیال کنید ماهیچه های ران راست شما تا انتهای کشاله ران شل می شوند و راحت می شوند و وانهاده می شوند و به حالت استراحت در می آیند .
پای چپ و ماهیچه های شکم : حالا به سراغ پای چپ بروید ، دقیقاَ مانند پاس راست عمل کنید ، یعنی ابتدا به نقطه سیاه روی ناخن پای چپ فکر کنید و سپس از ماهیچه شصت پای چپ تا انتهای کشاله ران پای چپ را شل کنید . وقتی رِلکس هر دو پا تمام شد به ناف خود فکر کنید ، تصور کنید ناف شما به چه شکل است و بعد ماهیچه های شکم را شل کنید ، به اعضای داخلی شکم ، روده ها ، معده، و سایر اعضاء فکر کنید که همه دارند شل و وانهاده می شوند .
قلب : به قلب خود فکر کنید که دیوارهای آن شل هستند و قلب شما راحت و منظم کار می کند ، هیچ فشاری روی قلب شما نیست .
گردن ، صورت و سر : حالا به پوست و گوشت گردن خود فکر کنید ، خطوط پوست گردن صاف می شوند و سپس به پوست صورت خود فکر کنید ، پوست صورت شل و وانهاده می شود . لب ها شل ، روی هم افتاده اند ، فک پائین ش است . چشمها شل روی هم افتاده اند . خطوط پیشانی صاف می شوند ، به بیخ گوشها فکر کنید ، بیخ گوشها شل می شوند . به فرورفتگی پشت گردن فکر کنید ، شل و راحت است . به گیجگاه دو طرف صورت فکر کنید ، کاملاَ شل و وانهاده هستند . در ضمن رِلکس از شصت پا تا فرق سر ، روزهای اول ممکن است فکر شما خارج شود ، حواستان پرت شود ، در حالیکه تا شکم رسیده اید ناگهان می بینید که دارید به موضوع خارجی و گرفتاریهای زندگی فکر می کنید . باید دوباره برگردید ، دنباله فکر خود را که تا شکم رسیده اید ، بگیرید و پیش روید . شما مانند دوچرخه سواری که روزهای اول نمی تواند ، ولی بعد به مرور با تمرین یاد خواهد گرفت ، شما هم به مرور پس از چند روز یا چند هفته یاد خوهید گرفت که کاملاَ فکر خود را متمرکز نمائید و به خوبی هیپنوتیزم شوید . اگر وقت داشته باشید می توانید عمل رِلکس را یکبار هم از سر تا پا انجام دهید .
حالا وارد مرحله هفت می شوید .
8 تصور پائین رفتن یا انجام کار روزانه : پس از خاتمه رِلکس سعی کنید به مدت دو تا سه دقیقه بی حرکت عمیق خواب آلود شوید ، بعداَ تصور کنید که از پله برقی یا پله معمولی پائین می روید ، یا تصور کنید که در باغ مشغول قدم زدن هستید ، یا در دریا و استخر مشغول شنا می باشید ، یا مشغول آب دادن گلها هستید ، یا مشغول نقاشی هستید ، یا مشغول چیدن آجرها هستید ، یا مشغول ماشین نویسی هستید ، یا مشغول پائین آمدن از هواپیما یا چتر هستید .
دراویش نقش بندی به طلّاب خود آموزش می دادند که تصور کنند از چاهی پائین می روند و در انتهای چاه فضای بسیار وسیع و باز و روشنی است ، از همین دستور دراویش نقش بندی معلوم می شود که کار دراویش فقط یک نوع خود هیپنوتیزم است . به هر حال بهتر است هر کس به کاری که عادت دارد همان کار را تصور کند . اگر نقاش است تصور کند که در حال نقاشی می باشد ، به هر حال بهترین تصور آن است که شما آن را دوست دارید و از تصور انجام آن خوشتان می آید . این تصور باید 5 تا 10 دقیقه طول بکشد ، این تصور به سرعت هیپنوز شما را عمیق می کند ، مثلاَ اگر تصور کنید که از پله برقی یا پله معمولی پائین می روید ، ضمن تصور احساس خواهید کرد که به سرعت خواب شما عمیق می شود ، اگر نکات قبلی را صحیح انجام داده باشید و یا اگر جزو "پرتوجویان" با استعداد باشید تصور شما آنقدر قوی خواهد بود که درست مثل این است که یا خواب می بینید و یا به وضوح همه تصورات مشاهده می گردد .
سکون و بی حرکتی : آنچه هیپنوز شما را عمیق و سنگین خواهد کرد ، سکون و بی حرکتی است ، از وقتی که چشمهای شما بسته می شود و رِلکس آغاز می گردد باید مانند مجسمه یا گوسفندِ سر بریده ای صددرصد بی حرکت باشید . حتی یک موی بدن شما نباید حرکت کند ، کوچکترین حرکت انگشت یا مژه باعث خواهد شد که شما از حالت خلسه بیرون بیائید و حالت خاص خود هیپنوز که عبارت از سبکی یا سنگینی یا بی وزنی یا حالات دیگر روانی و عصبی است بهم بخورد ، هر احساسی به شما دست داد آن احساس را تقویت و دنبال کنید ، اگر احساس کردید که در هوا معلّق می شوید این حالت را تقویت و دنبال کنید . پس از خاتمه تصورات وارد مرحله هشتم می شوید .
9 تصور پرواز دست راست یا چپ : در این قسمت تمام توجه و تمرکز شما متوجه دست راست یا چپتان خواهد شد . به هر دست که عادت دارید یا ترجیح می دهید توجه کنید ، بدن شما به هیچ وجه نباید تکان بخورد ، از ابتدا شروع کار هم نبایستی بدن خود را تکان بدهید ، هر چه بدن بی حرکت تر باشد زودتر به حالت خلسه در می آئید . حالا شما به دست راست خود فکر می کنید ، خیال می کنید دست راست شما مانند یک بادکنک سبک است ، سبک تر می شود ، انگشتان مورمور می شوند ، حرکت می کنند ، می دانید که در روانشناسی اصل اینست که *تصور* ایجاد حرکت می کند ، شما هم بدون اینکه دست راست خود را حرکت دهید فقط تصور می کنید که دست راستتان حرکت می کند ، سبک است ، بالا می آید . به مرور خواهید دید که کم کم دستتان حرکت می کند و سبک شده بالا می آید ، ممکن است دست شما از آرنج خم شود و انگشتان به طرف سقف عود بششوند و یا ممکن است دست شما از کتف بالا بیاید و ممکن است در جلسه اول یا دوم یا حرکن نکند و یا جزئی حرکت بکند و یا فقط احساس سبکی کنید ، بعضی ها هم احساس می کنند ، خیال می کنند که دستشان بالا آمده ، ولی وقتی چشمهای خود را باز می کنید می بینید دستتان حرکت نکرده است یا به عکس بعضی ها تصور می کنند دستشان بالا نیامده است در حالی که دستشان کاملاَ بلند شده و بالا آمده است .
به هر حال اگر دست شما بالا آمده ، باید بدانید که هیپنوتیزم شده اید ، ولی هنوز در درجه اول هیپنوتیزم هستید ، بعد تصور می کنید که دست شما سنگین است و به طرف زمین می افتد ، کم کم دست شما به حالت اولیه در خواهد آمد ، یعنی روی تخت یا ملحفه یا زمین خواهد افتاد ، و حالا بایستی از "خودهیپنوتیزم" بهره برداری و نتیجه گیری نمائید ، یعنی به خود تلقین می کنید .
10 تلقین به خود برای عمیق شدن هیپنوتیزم : بعد از هیپنوتیزم شدن این تلقینات را شروع می کنید : " من هر روز هر لحظه و هر آن از هر حیث و هر جهت بهتر و بهتر می شوم . جلسه آینده هیپنوتیزم من عمیق تر و سنگین تر خواهد شد ." 10 مرتبه این تلقین را انجام دهید و سپس تلقین بیداری می نمائید .
11 بیداری : " من حالا دارم کم کم به حالت عادی و طبیعی بر می گردم ، قلبم منظم می زند ، حالم کاملاَ خوب است ، طبیعی ، با نشاط و خوشحال هستم ." ممکن است تصور کنید که هیپنوتیزم نبوده اید و تلقین بیداری نکنید ، در این صورت چند دقیقه بعد از بلند شدن دچار سر درد ، خستگی ، سردی یا گرمی یا عصبانیت خواهید شد و این مربوط به وضع بیدار شدن شما است . پس لازم است حتماَ قبل از بلند شدن به خود تلقین کنید که من از هر حیث طبیعی و عادی هستم ، روحیه ام خوب است ، سر حال هستم ، قلبم منظم می زند ، نبضم منظم است ، سرد یا گرم نیستم . نخست انگشتان خود را حرکت دهید و نفس عمیق بکشید ، پاهای خود را حرکت دهید ، به راست و به چپ بغلطید و آرام برخیزید و بنشینید .
چه کنیم که هر جلسه خوابمان عمیق تر شود ؟
: حالات و عوامل زیر در عمیق شدن هیپنوتیزم مؤثر است :
1 سفت کردن ماهیچه های دست راست : سفت کردن ماهیچه های دست راست یکی از طرق عمیق کردن هیپنوتیزم است ، روش آن بدین ترتیب است که وقتی در حال هیپنوتیزم دستتان بالا آمده است ، به خود تلقین کنید که من تا شماره 3 یا 5 یا 7 می شمارم و ماهیچه های دست راست من سفت و محکم می شود ، به نحوی که قادر به حرکت دادن دست خود نخواهم بود .
اگر شما استعداد بیشتری داشته باشید تا سه شماره دست راست شما سفت و محکم می شود ، اگر نشد تا 5 یا 7 باید بشمارید ، اگر باز هم سفت نشد باید روزهای بعد به مدت 7 تا 15 روز به این تلقین ادامه بدهید تا کم کم روز بروز ماهیچه ها سفت تر بشوند .
حالا هر وقت احساس کردید که ماهیچه های دست راست بالا آمده شما سفت و محکم شده است ، باید بدانید که هیپنوز شما یک درجه عمیق تر شده است ، و حالا اگر بخواهید ، ماهیچه های دست راست خود را دوباره شل و متحرک کنید باید اینطور به خود تلقین نمائید که هر وقت من از عدد 3 یا 5 یا 7 معکوس تا 1 بشمارم دست من شل و متحرک خواهد شد و قادر خواهم بود که دست راست خود را حرکت بدهم .
فراموش نکنید هنگام شمارش اعداد چه مستقیم و چه مهکوس باید آرام و با فاصله بشمارید ، مثلاَ پس از شمردن 1 چند ثانیه صبر کنید و تصور کنید که ماهیچه های دست راست شما دارند سفت می شوند بعد عدد 2 را خواهید شمرد ، چند ثانیه مکث خواهید کرد ، همینطور تا آخر .
2 چرخش دست راست : پس از سفت شدن ماهیچه های دست راست ، نوبت به چرخاندن دست راست در حال هیپنوز می رسد . حالا شما در حال هیپنوز هستید و دست راست شما کاملاَ بالا آمده است ، تصور و تلقین می کنید که دست راست شما شروع به چرخش می کند که من تا عدد 7 می شمارم و در هر شماره چرخش دست راست من تندتر می شود ، شماره 1 را م شمارید ، چند ثانیه صبر می کنید و تصور می کنید که دست شما دارد می چرخد ، هیچ اشکالی ندارد که در ابتدای کار ، خودتان هم کمی کمک کنید و دستتان را بچرخانید ، ولی فراموش نکنید گه چرخش دست راست شما باید خودبخودی و غیر ارادی باشد .
وقتی دستتان شروع به چرخش کرد ، به خود تلقین کنید که من هر وقت تا عدد 3 می شمارم ، چرخش دست من غیر ارادی خواهد بود و من قادر به نگه داشتن دست خود نخواهم بود ، و تصور کنید دست راست شما می چرخد و شما قادر به نگه داشتن آن نیستید ، برای متوقف کردن دست خود می توانید تلقین کنید که هر وقت من از عدد 3 معکوس تا 1 می شمارم چرخش دست من در اراده خودم قرار خواهد گرفت ، و تا هر وقت از عدد 7 تا 1 معکوس می شمارم دستم خود بخود متوقف خواهد شد ، اگر دست شما چرخید و نتوانستید آنرا نگه دارید باید بدانید که تا درجه سوم هیپنوتیزم رسیده اید و تا همین درجه برای تلقین در تغییر شخصیت و رفع اختلالات فکری و روانی شما کافی است .
تا چه درجه می توانید هیپنوز خود را عمیق کنید ؟ :
به طور کلی و معمولاَ 80 درصد افراد قادر نخواهند بود هیپنوز خود را از درجه سوم عمیق تر نمایند ، زیرا برای رسیدن به درجه چهارم شخص دیگری که این شخص معمولاَ باید استاد هیپنوتیست باشد ، باید تلقین نماید زیرا اکثراَ شخصی که وارد مرحله چهارم می شود ، از وضع خود تا حدودی بی اطلاع و نا آگاه است .
یکی از علائم درجه چهارم هیپنوز فراموشی اسم و عدد و ایام هفته است که تلقین فراموشی اسم خودبخود اگر محال نباشد بسیار مشکل است .
تنها راهی که برای عمیق تر شدن خواب باقی می ماند این است که شما وقتی وارد مرحله سوم هیپنوز شدید ، در خود فرو روید ، یعنی فکر خود را به آهنگ قلب یا صدای داخل بدن و یا تنفس خود متمرکز کنید و هنگام بیدار شدن از حال هیپنوز به خود تلقین کنید " در جلسه آینده هیپنوز من عمیق تر و سنگین تر خواهد شد " .
 اگر پس از 7 تا 10 جلسه خود هیپنوز دستتان بالا نیامد چکار باید بکنید ؟ :
بعضی ها هستند که اصلاَ دستشان بالا نمی آید ولی با وجود این عمیق هیپنوتیزم می شوند ، این عده از طریق تصور خوابشان عمیق می شود . اگر شما خود را آزمایش کردید و متوجه شدید که دستتان بالا نمی آید ، باید آزمایش تصور را انجام دهید ، تصور کنید مثلاَ در باغ قدم می زنید یت تصور دیگر . اگر احساس کردید تصور شما قوی است باید خوشحال و امیدوار بشوید که می توانید به مرحله عمیق هیپنوتیزم فرو روید ، حالا تعدادی تصور را قبلاَ آماده کنید و آن تصورات را انجام بدهید . تصور قدم زدن در باغ ، شنا ، بالا رفتن از کوه ، بالا رفتن از درخت ، نقاشی کردن ، سر شانه کردن ، پوشیدن لباس ، چیدن آجر ، آبیاری گلها و هر نوع تصور دیگر که دوست دارید 3 تا 4 نوع از این تصورات ، خواب شما را به مرحله عمیق خواهد رسانید .
امید وارم این مطالب مثمر ثمر واقع گردد و بتوانید روز بروز و هر چه بیشتر به خود مسلط گردید . در هر حال اگر با روش یاد شده شما موفق به هیپنوتیزم نشدید باید از روش های دیگر و قوی تر مانند روش هندی " یوگا " و یا روش ایرانی به نام تصوف و " عرفان " بهره ببرید .


:: بازدید از این مطلب : 1366
|
امتیاز مطلب : 60
|
تعداد امتیازدهندگان : 16
|
مجموع امتیاز : 16
تاریخ انتشار : یکشنبه 30 بهمن 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : mahdiba

 

خود هیپنوتیزم کلید مغز ، عواطف و احساسات است . به عبارت دیگر نسخه خوشبختی و داروی خونسردی و آرامش در مقابل همه بحران ها و رویدادهای ناگوار و تلخ زندگی است .
"خودهیپنوتیزم" هر کسی را قادر می سازد که در مقابل همه مشکلات مادی ، معنوی ، عشقی و اجتماعی زندگی در کمال خونسردی و نشاط مبارزه کند و پیروز شود یا خونسرد و بی تفاوت رها کند تا خودش حل شود .
"خودهیپنوتیزم" بهترین دارو جهت رفع اختلافات خانوادگی است و نه تنها از بالا رفتن آمار طلاق و متارکه جلوگیری می کند بلکه ناراحتی و اختلافات عصبی زنها و شوهرها را از بین می برد و قدرت گذشت و سازش آنها را زیاد می کند که بتوانند با یکدیگر در صفا و صمیمیت به سر ببرند .
هر فرد مانند هوا و غذا به "خودهیپنوتیزم" احتیاج دارد .
"خودهیپنوتیزم" شما را به آرامش و سکون می رساند ، شما را به دنیای آرامش و راحتی اعضاء و اعصاب می رساند .
به کمک هیپنوتیزم شما می توانید ، ظلم ها ، بی عدالتی ها ، حق کشی ها ، قانون شکنی های زائیده اجتماع سرمایه داری را اگر نمی توانید از بین ببرید ، لااقل آن را تحمل کنید .
برای انسان های با احساس و با عاطفه ای که مظالم اجتماعی اشک بر دیده گانشان جاری می سازد ، تا جائیکه آنها را به سرحد جنون و خودکشی می کشاند ، "خودهیپنوتیزم" مرهم این جراحات روحی آنهاست و به آنها فرصت می دهد که خودکشی نکنند ، دیوانه نشوند ، فقط تا حدودی متأثر شوند ، به اندازه لزوم که بتوانند در رفع مظالم اجتماعی عاقلانه و دانشمندانه تلاش کنند .
"خودهیپنوتیزم " به کمک عشّاق دلسوخته از رنج معشوقان می شتابد تا بتوانند این دلربایان بی وفا ، فریبکار و ظالم را برای همیشه فراموش کنند .
"خودهیپنوتیزم" مرهم درد جانگداز مادری است که در غم مرگ فرزند خود ، در آتش حرمان شعله ور است .

"خودهیپنوتیزم" اگر استمرار یابد ، آنچنان تفکر و تعقل و استعدادهای درونی را پرورش می دهد و بزرگ می کند ، که انسان معمولی را تبدیل به نابغه ای بزرگ و جهانی خواهد کرد . ادامه دارد ..... لطفاَ عضو شوید !



:: بازدید از این مطلب : 1959
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
تاریخ انتشار : یکشنبه 30 بهمن 1390 | نظرات (0)

دوستان عزیز برای بهتر شدن مطالب از پیشنهادات و انتقادات خود مرا آگاه سازید. م ب مهدیبا
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران