نوشته شده توسط : mahdiba

                     


                   ••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

                       فخری خوروش


  • *** *** ***

 



:: بازدید از این مطلب : 1786
|
امتیاز مطلب : 25
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9
تاریخ انتشار : شنبه 26 اسفند 1391 | نظرات (10)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/images/anymous.png
دختر کویر در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :


سلام...

خوبی مهدیبا جون؟!!

ممنونم از حضورت دوست عزیز...موفق باشی

/images/anymous.png
دختر کویر در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :


تنهاواسه دل تنهام........

اگه زمين گرد؟؟

چرا كسايي رو كه يه زخمي رو دلت گذاشتن رو بعضي وقتا ميبيني ولي كسايي رو كه قلبت واسشون ميزنه و مرحم زخمات ميشن رو اصلا نمي بيني

هيچ وقت نميفهمن كه دوسشون داري؟؟؟؟؟؟؟؟

/images/anymous.png
دختر کویر در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :


خوب ميدانم كه يك روز. .

يكي از همان روزهايي كه خيلي هم دور است..!

مجبورم ببوسم و بگذارم كنار......

تمام چيزهايي را كه نداشتيم

دستهايت را،

عاشقي ات را....

همه را!.....

زندگي به من آموخت عادت احمقانه ايست..

چسبيدن به چيزهايي كه مال تو نيستند.....


/images/anymous.png
دختر کویر در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
داداشی گفت:زودی یه آرزو کن. آبجی کوچولو چشاشو بست و آرزو کرد..

داداشی گفت:چپ یا راست کوچولو؟ آبجی کوچیکه گفت: ر ر راست تاتاجی جونم.. داداشی گفت:درسته.. درسته آرزوت برآورده میشه هوررررا...

بعد دستشو دراز کرد و از چشم چپ آجی کوچولو مژَشو برداشت..

آبجی کوچولو گفت:تو که از زیر چشم چپم برداشتی تاتاجی جون!

داداشی دست چپ و راستشو مرور کرد و گفت: خب اشکال نداره دستشو دراز کرد و یه مُژه دیگه از زیر چشم راست آجی برداشت..

دیدی؟؟؟ آرزوت میخواد برآورده شه دیدی؟؟ حالا چی آرزو کردی آجی کوچولو؟

آجی کوچولو گفت:آرزو کردم دیگه مژهام نریزه!

بعد سه تایی زدن زیر خنده.. آبجی کوچیکه و داداشی و پرستار بخش شیمی درمانی..... .


/images/anymous.png
سلام

زیباست

دست مریزاد


/images/anymous.png
غروب تنهایی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام دوست عزیزم



من همون lover_girl.loxblog.com

هستم



فقط آدرس و عنوانم رو عوض کردم اگه میشه با این آدرس و عنوان جدید منو بلینکید



▐ غروبـــِ ابدی روزگارِ مَنــــ ▐



http://death.and.life.loxblog.com/

/images/anymous.png
♥*•.•*حریر عشق *•.•*♥ در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام گلم







وبت مثل خودت نازه







لینکت کردم خوشحال میشم لینک کنین
پاسخ: لینک شدی عزیزم... شما خودتون خیلی ناز هستی ...

/images/anymous.png
مهدی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام به عاشقانه ترین وب

باتمام افتخار

دعوتید

/images/anymous.png
غروب تنهایی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
خب اهل کرمانشاه هستم البته کرمانشاه نه اطرافش یعنی کرمانشاهی نیستم





14 سالمه و دخترم





و حالا اگه میشه تو هم در مورد خودت بگو ؟






پاسخ: از اینکه نظر گذاشتی و آنچه که خواستمو انجام دادی ممنونم. در اسرع وقت در وبت جواب سؤال شما را میدم.

/images/anymous.png
ستاره در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام دوست خوبم.خسته نباشی.وب قشنگ و جالبی داری.لینک شدین.ممنون میشم که لینکم کنید.موفق باشید


دوستان عزیز برای بهتر شدن مطالب از پیشنهادات و انتقادات خود مرا آگاه سازید. م ب مهدیبا

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید