نوشته شده توسط : mahdiba

                     


                   ••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

                       فخری خوروش


  • *** *** ***

 



:: بازدید از این مطلب : 1776
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 26 اسفند 1391 | نظرات (10)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/images/anymous.png
دختر کویر در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :


سلام...

خوبی مهدیبا جون؟!!

ممنونم از حضورت دوست عزیز...موفق باشی

/images/anymous.png
دختر کویر در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :


تنهاواسه دل تنهام........

اگه زمين گرد؟؟

چرا كسايي رو كه يه زخمي رو دلت گذاشتن رو بعضي وقتا ميبيني ولي كسايي رو كه قلبت واسشون ميزنه و مرحم زخمات ميشن رو اصلا نمي بيني

هيچ وقت نميفهمن كه دوسشون داري؟؟؟؟؟؟؟؟

/images/anymous.png
دختر کویر در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :


خوب ميدانم كه يك روز. .

يكي از همان روزهايي كه خيلي هم دور است..!

مجبورم ببوسم و بگذارم كنار......

تمام چيزهايي را كه نداشتيم

دستهايت را،

عاشقي ات را....

همه را!.....

زندگي به من آموخت عادت احمقانه ايست..

چسبيدن به چيزهايي كه مال تو نيستند.....


/images/anymous.png
دختر کویر در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
داداشی گفت:زودی یه آرزو کن. آبجی کوچولو چشاشو بست و آرزو کرد..

داداشی گفت:چپ یا راست کوچولو؟ آبجی کوچیکه گفت: ر ر راست تاتاجی جونم.. داداشی گفت:درسته.. درسته آرزوت برآورده میشه هوررررا...

بعد دستشو دراز کرد و از چشم چپ آجی کوچولو مژَشو برداشت..

آبجی کوچولو گفت:تو که از زیر چشم چپم برداشتی تاتاجی جون!

داداشی دست چپ و راستشو مرور کرد و گفت: خب اشکال نداره دستشو دراز کرد و یه مُژه دیگه از زیر چشم راست آجی برداشت..

دیدی؟؟؟ آرزوت میخواد برآورده شه دیدی؟؟ حالا چی آرزو کردی آجی کوچولو؟

آجی کوچولو گفت:آرزو کردم دیگه مژهام نریزه!

بعد سه تایی زدن زیر خنده.. آبجی کوچیکه و داداشی و پرستار بخش شیمی درمانی..... .


/images/anymous.png
سلام

زیباست

دست مریزاد


/images/anymous.png
غروب تنهایی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام دوست عزیزم



من همون lover_girl.loxblog.com

هستم



فقط آدرس و عنوانم رو عوض کردم اگه میشه با این آدرس و عنوان جدید منو بلینکید



▐ غروبـــِ ابدی روزگارِ مَنــــ ▐



http://death.and.life.loxblog.com/

/images/anymous.png
♥*•.•*حریر عشق *•.•*♥ در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام گلم







وبت مثل خودت نازه







لینکت کردم خوشحال میشم لینک کنین
پاسخ: لینک شدی عزیزم... شما خودتون خیلی ناز هستی ...

/images/anymous.png
مهدی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام به عاشقانه ترین وب

باتمام افتخار

دعوتید

/images/anymous.png
غروب تنهایی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
خب اهل کرمانشاه هستم البته کرمانشاه نه اطرافش یعنی کرمانشاهی نیستم





14 سالمه و دخترم





و حالا اگه میشه تو هم در مورد خودت بگو ؟






پاسخ: از اینکه نظر گذاشتی و آنچه که خواستمو انجام دادی ممنونم. در اسرع وقت در وبت جواب سؤال شما را میدم.

/images/anymous.png
ستاره در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام دوست خوبم.خسته نباشی.وب قشنگ و جالبی داری.لینک شدین.ممنون میشم که لینکم کنید.موفق باشید


دوستان عزیز برای بهتر شدن مطالب از پیشنهادات و انتقادات خود مرا آگاه سازید. م ب مهدیبا
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران