نوشته شده توسط : ☂مَهدیبا (MahDiba)♂♥♀♥♠

 

ایرانیان یکی از کهن ترین تمدن ها ، فرهنگ ، دانش و خرد را از خود برای مردمان خود و دیگر مردم جهان به یادگار گذاشته اند که با کمال تأسف بسیاری از مردم حال حاضر از آن نا آگاه می باشند .
یکی از نشانه و سمبل هائی که از گذشته برای ما به یادگار مانده نشان فروهر (فره وشی) است ، که قدمت تاریخی آن به چهار هزار سال پیش تخمین زده شده است . تاریخچه این نشان زیبا به پیش از زایش زرتشت بزرگ ، فیلسوف گرانمایه خرد و فرهنگ و دانش جهان باز می گردد .
نکته با اهمیت و بسیار شگفت آور این نشان ملی ایرانیان آن است که تک تک قسمت های آن دارای مفهوم خاص و با معنی است ، که نشان از فرهنگ غنی و پربار ایران دارد . از این رو در اینجا به تشریح مختصری از این نشان با ارزش می پردازم ، باشد که مورد توجه قرار گرفته و با تعمق بیشتری به آثار به جا مانده از نیاکانمان نگاه کنیم .
نخست چهره پیرمرد سالخورده باستانی ایرانی در این نگاره اشاره به شخص نیکوکار و یکتاپرست است که رفتار و ظاهر مرتب و پسندیده اش سرمشق و الگوی دیگر مردمان بوده است و دیگران تجربیات وی را ارج می نهند .
دست راست نگاره به سوی آسمان دراز شده است که اشاره به ستایش " دادار هستی بخش اهورامزدا " خدای واحد ایرانیان دارد که زرتشت در چهارهزار سال پیش آن را به جهان بشارت داد .
حلقه ای (چنبره) در دست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پیمانی است که بین اهورامزدا و انسان بسته می شود و انسان باید خدای واحد جهان هستی را ستایش و پرستش کند و همیشه در همه امور خود ، اهورامزدا را ناظر بر کارهای خود بداند . تاریخدانان بر این باورند که حلقه ازدواج بر گرفته شده از این حلقه است که در واقع یک سنت ایرانی بوده و در دیگر نقاط جهان نیز مرسوم گشته است و زن و شوهر با دادن حلقه به یکدیگر پیمان می بندند که همیشه به هم وفادار بمانند .
بال های کشیده شده در دو طرف نگاره اشاره به تندیس پرواز به سوی پیشرفت و موفقیت در میان انسانها است که در نهایت رسیدن انسان پاک تینت و پاک سرشت را به اهورامزدا ، خدای واحد ایرانیان نوید می دهد .
بال های طرفین هر کدام به سه قسمت طبقه بندی شده که اشاره به سه دستور جاودانه پیر خرد و دانش جهان زرتشت دارد . که همواره باید الگو و سرمشق مردمان قرار گیرد . این سه فرمان که روی دو بال نقش بسته شده است همان کردار نیک ، گفتار نیک و پندار نیک است .
در میان کمر پیرمرد باستانی ایرانی حلقه دیگری است که بزرگتر از حلقه در دست نگاره می باشد و اشاره به دایره روزگار و جهان هستی دارد که انسان در میان آن قرار دارد . و همه انسانها موظفند در میان این حلقه روزگار ، روشی را برای زندگی برگزینند که پس از مرگ روحشان شاد و قرین رحمت و آمرزش الهی قرار بگیرد .
دو رشته از حلقه کمر به پائین آویزان شده است که نشان از دو عنصر باستانی ایران دارد . یکی سوی راست " سپنته مینو " که همان نیروی الهی اهورامزدا است و دیگری سمت چپ " انگره مینو " که نشان از نیروی شرّ و اهریمنی است . و انسان در میان دو نیروی خیر و شرّ قرار گرفته است که با کوچکترین لرزش و لغزشی به تباهی کشیده شده و نابود خواهد شد . اما در صورتی که از کردار نیک ، گفتار نیک و پندار نیک پیروی کند ، همیشه نیروی سپنته مینو در کنار وی خواهد بود و او را به کمال می رساند و هم در دنیای هستی به نیکی زندگی می کند و هم در دنیای باقی روحش شاد و آمرزیده خواهد بود .
 انتهای لباس پیرمرد سالخورده باستانی ایران ، به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار ، گفتار و پندار نیک دارد . که همانا تنها و زیباترین راه و روش نیک و خرسند زندگی کردن و به کمال رسیدن است که از زرتشت برای ما به یادگار مانده است . و باعث افتخار است که این سه فرمان همواره سرلوحه اکثر جهانیان و انسانهای نیکوسرشت قرار گرفته که خود را از خرافات و عقاید پوچ نیز مبری کرده اند .
این مطلب گوشه کوچکی از اسرار و رموز نهان در سنگ نوشته های تخت جمشید بود که به اطلاع رسید . امیدوارم بیشتر به ایران بیاندیشیم .
داریوش بزرگ به عنوان آرزوی خود می فرماید : خداوند این کشور (ایران) را از گزند دشمن ، دروغ و خشکسالی به دور نگهدارد .

به امید آن روز ......




:: بازدید از این مطلب : 2026
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 18 بهمن 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : ☂مَهدیبا (MahDiba)♂♥♀♥♠

 

سه روش برای سرایت ویروس اچ آی وی از فرد آلوده به فرد سالم ثابت شده است :
اول :از طریق تماس جنسی حفاظت نشده با شخص آلوده به اچ آی وی ( بدن حفاظت مقاربتی  ) " منظور از حفاظت مقاربتی همان استفاده از کاندوم یا کاپوت مردانه یا زنانه است ."
دوم : از طریق تماس خونی یا انتقال خون یا فرآورده های خونی یا پیوند اعضاء آلوده به ویروس .یا از طریق استفاده از سرنگ و سوزنی که قبلًا توسط فرد بیماری استعمال گردیده است.
سوم : از طریق مادر آلوده که در زمان حاملگی ، زایمان یا شیر دهی کودک خود را مبتلا می سازد .
 
آلودگی از طریق تماس جنسی :80درصد کسانی که در سراسر جهان       به اچ آی وی آلوده شده اند ، از طریق مقاربت و روابط جنسی ویروس را در یافت کرده اند . در     حین تماس جنسی حفاظت نشده با فرد آلوده ویروس از راه آلت تناسلی     مرد یا مهبل یا مقعد به جریان خون وارد می شود .در صورت ابتلا یکی از همبسترها ( شریک جنسی ) به عفونت های دیگر مقاربتی به علت احتمال وجود جراحت یا زخم باز روی پوست اطراف نواحی تناسلی ، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی بسیار افزایش می یابد .
 
آلودگی از طریق تماس خونی یا فرآورده های خونی :خون های اهدائی افراد برای بیمارانی مانند مبتلایا ن به هموفیلی یا مصدومینی که خون زیادی از دست داده اند استفاده می شود .
معمولًا در بدو اهداء   این خون ها مورد آزمایشات دقیقی برای اطمینان از عدم آلودگی به میکروبها واقع می شوند . در مناطقی که خون اهدا ء شده از نظر آلودگی به ویروس اچ آی وی آزمایش نمی شود ،   خطر بسیار بزرگی برای انتقال مستقیم ویروس   به خون فرد سالم وجود دارد .اما تماس خونی و انتقال خون فقط از طریق خونهای اهدائی صورت نمی پذیرد . استفاده مشترک از سرنگ ها و سوزنهائی که حاوی خون آلوده هستند ، می تواند موجب انتقال ویروس اچ آی وی شود . به ویژه سرنگ هائی که برای استفاده تزریق وریدی ( داخل رگ ) به کار   رفته اند ، خون آلوده را در درون خود نگه می دارند .
استفاده مشترک از سرنگ ها و سوزنها ، یک عمل بسیار خطر ناک بوده و تا کنون افراد زیادی از همین طریق به بیماری آلوده شده اند ، که بیشتر آنها معتادین به مواد مخدر تزریقی می باشند .بنابر این کلیه سرنگ هائی که یکبار برای تزریق یا خونگیری مورد استفاده قرار گرفته اند ، باید به عنوان زباله عفونی دفع ، نابود و یا ضد عفونی گردند . بهتراست همگی ما از عدم استفاده از سرنگ های مصرفی در تزریقات مطمئن شویم ! چرا که نکته قابل توجه این است   ؛   اچ آی وی می تواند از طریق خوم آلوده باقیمانده بر روی تجهیزات     ( که گاهی رؤیت هم نمی شود )   مورد استفاده در ختنه ، خالکوبی یا تتو ، طب سوزنی ، دندانپزشکی ، سوراخ کردن گوش ، جراحی زبان کوچک و لوزه   ، تیغ هائی که برای حجامت بکار می رود   و یا هر وسیله ای   که موجب نفوذ در پوست می شود ، منتقل گردد . لذا کلیه این وسائل و تجهیزات بایستی   به صورت یکبار مصرف باشند یا حتمًا ضد عفونی   شوند .
استفاده مشترک از مسواک و تیغ اصلاح با احتمال   کمتری می تواند باعث انتقال بیماری ایدز شود . ضمناً کسانی که در شغل های بهداشتی ، آرایشی و زیبائی هستند با ید نکات ایمنی و پیشگیری را به طور جد   در نظر بگیرند ، چرا که هم خودشان ممکن است   در معرض بیماری قرار گیرند و هم مراجعه کنندگانشان .
انتقال از طریق مادر آلوده به ویروس به کودک یا جنین : مادر آلوده به ویروس اچ آی وی در زمان حاملگی و یا به هنگام زایمان به دلیل ارتباطات خونی که ایجاد می شود ،   می تواند جنین یا نوزاد خود را بدون اینکه بداند آلوده سازد . همچنین تغذیه نوزاد با شیر مادر   آلوده از طریق   پستان می تواند احتمال آلودگی کودک را بیشتر کند .یک سوم نوزادان آلوده به اچ آی وی از طریق تغذیه با پستان به بیماری مبتلا می شوند . از طرفی دیگر  تغذیه با پستان بهترین روش تغذیه شیرخواران است . شیر مادر شامل بسیاری از مواد حافظ سلامتی کودک می باشد . بنابر این انتخاب   تغذیه با پستان و خطر   انتقال ویروس به کودک نه تنها یک نگرانی برای مادران   است ، بلکه   یکی   از مهمترین   مسائل   بهداشت عمومی محسوب می شود . ( پس بهتر است قبل از مبادرت به حاملگی حتی المقدور همسران    برای آینده فرزند خود هم که شده ،مورد آزمایش ایدز   قرار بگیرند ) !
ویروس اچ آی وی از چه طریقی منتقل نمی شود ؟ :   
پوشیدن لباسهای افراد آلوده   ، زندگی با افراد آلوده ،   استفاده از وسائل شخصی که توسط بیمار لمس شده اند مانند : حوله –رخت خواب – وسائل دستشوئی . ، خوابیدن در اتاق شخص مبتلا ،   در آغوش گرفتن یا بازی کردن با کودک مبتلا ، مراقبت از کودکانی که   پد ر و مادر   آنها آلوده به ایدز هستند . ،شنا کردن در استخر ، رودخانه ، چاله آب همراه با شخص   مبتلا ، همسفر بودن با افراد در وسیله   نقلیه شلوغ وپز ازدحام ،   قرار گرفتن در معرض عطسه   یا سرفه   فرد مبتلا ،   استفاده مشترک از مواد غذائی - ظروف - بشقاب و فنجان فرد مبتلا ، مراقبت از بیمار مبتلا به ایدز ، انجام کمک های اولیه برای افراد مبتلا به شرط رعایت اصول بهداشتی ، اهدا ء خون اگر شما مبتلا به ایدز نیستید ،   نیش حشرات گزنده مانند پشه   و زنبور  ، توالت   ،   هوا ی اطراف شخص   ،  آب و غذا ،   آب دهان ، اشک ، ادرار و استفراغ .....
بنابراین می توان نتیجه گرفت تنها زمانی که خون فرد آلوده به اچ آی وی مثبت به خون فرد سالم راه یابد و یا آسیب پوست یا غشای مخاطی مانند   دهان یا اندام تناسلی باعث باز شدن مسیر انتقال خون فرد آلوده به فرد سالم گردد ، ویروس   به فرد سالم منتقل می شود . آب دهان ، اشک یا عرق بدن   ،   آلوده کننده   نیستند ولی توجه داشته باشید که بوسیدن    در   صورتیکه پوست یا مخاط اطراف دهان  صدمه دیده و یا زخمی باشد می تواند باعث ارتباط خونی شدخ و ویروس را منتقل نماید .
توجه ! به این نکته که    (   ایدز / اچ آی وی   ) به گروه خاصی از مردم ، سن ، جنس ، حرفه و کشور محدود نمی شود . هر فرد   اعم   از مرد یا زن   ،کودک یا بزرگسال   ، پیر یا جوان   از هر کشوری و در هر مکانی می تواند به این ویروس آلوده شود . و از آنجا که ایدز غیر قابل درمان است بنابر این ، تنها راه مقابله با آن پیشگیری از ابتلای به این بیماری مهلک می باشد .
 ( اما در هر صورت هنگام برخورد با فرد آلوده رعایت نکات بهداشتی    الزامی است اما برخورد صحیح ما می تواند اعتماد به نفس خوبی برای اینگونهافراد باشد چرا که شاید آنها  در آلوده شدن خود هیچ تقصیری نداشته باشند و ممکن است برای خود ما هم این بیماری پیش بیآید    ، بنابر این با خویشتنداری با آنان همدرد شویم بلکه بتوانیم کمکی هر چند کم به اینگونه افراد کرده باشیم .)
نکاتی در رابطه با پیشگیری از ایدز : با توجه به اینکه شایع ترین راه سرایت بیماری ایدز    در جهان از طریق   تماس جنسی است ، بهترین راه پیشگیری از آن پایبندی به اصول اخلاقی ، دینی ، خانوادگی و اجتناب از روابط نا مشروع جنسی ، به خصوص افراد متاهل است .
مراقبت و خویشتنداری   و   وفا داری   به خانواده ، ایمن ترین راه می باشد .لذا توجه سایرین را باید   به انتخاب فعالیت جنسی ایمن و استفاده از وسائل حفاظتی مقاربت مانند کاندوم جلب نمود .
در کشور ما خون های اهدائی از نظر آلودگی به اچ آی وی آزمایش می شوند . ولی برای کسانی که در کشورهائی زندگی می کنند که وضعیت   خونهای اهدائی مشخص نیست و یا سوزن و تجهیزاتی که با خون تماس دارند از نظر ضد عفونی بودن   مطمئن نیستند ، توصیه های زیر برای پیشگیری بایستی مورد توجه قرار بگیرد :
اول : احتیاط در رانندگی و اجتناب از سرعت و موقعیت های خطر ناک و استفاده از کلاه ایمنی برای موتور سواران ، استفاده از کمربند ایمنی   برای رانندگان اتومبیل ها اعم از سنگین و سبک ،   چون در صورت بروز خطر ممکن است فرد مصدوم به خون یا فرآورده های  اهدائی آن احتیاج پیدا کند .
دوم : اطمینان از ضد عفونی بودن وسائل و تجهیزات مورد استفاده در امور آرایشی ، بهداشتی و زیبائی .
سوم : اطمینان از نو بودن سرنگ و سوزن در تزریقات و عدم استفاده از سرنگ و سوزن مشترک به خصوص در معتادین به مواد مخدر .
چهارم : اطمینان از ضد عفونی بودن وسائل   پزشکی و دندانپزشکی .
پنجم :   اجتناب از مصرف الکل و مواد مخدر که مانع تفکر و تعقل صحیح شده و موجب تصمیم گیری های نابخردانه می شود .
ششم : اجتناب از کارهای غیر ضروری و نسبتاً بی ارزش مانند تتو و خالکوبی .
در کل عدم آگاهی افراد بیمار و آلوده به ایدز و همچنین نا آگاهی افراد سالم می تواند بسیار خطرساز بوده و جامعه را تهدید کند . پس آگاهی رسانی بی وقفه هنوز بهترین راه مبارزه با این بیماری مهلک است . و از آنجا که عفونت اچ آی وی و ایدز تقریباً هیچ درمانی ندارد ، پیشگیری مقدم بر درمان آن است .



:: بازدید از این مطلب : 1868
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 17 بهمن 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : ☂مَهدیبا (MahDiba)♂♥♀♥♠

 

تاریخ انسان با نافرمانی آغاز گشت . و غیر محتمل نمی نماید که این تاریخ با فرمانبری به انتهای خود برسد .
طبق اسطوره های عبری و یونانی آغاز تاریخ انسان بر عمل نافرمانی بناء شده است .
هنگامی که آدم و هوا در باغ اُدن زندگی می کردند ، هنوز جزئی از طبیعت به شمار می رفتند . آنها با طبیعت یگانه بودند و هنوز زندگی آنها تنها در یگانگی با طبیعت معنی می یافت . زندگی آنها در طبیعت به مانند حیات جنین در رحم مادر بود و در حالی که انسان بودند امّا هنوز به تکامل انسانی نرسیده بودند . حیات واقعی آنها به عنوان انسان از زمانی آغاز گشت که از فرمان معینی سرپیچی کردند . انسان توسط گشودن پیوندهای خویش با طبیعت و با جدائی از رحم مادر و با گسستن بند ناف خود از طبیعت ، از یگانگی ما قبلِ انسانی خود با طبیعت بیرون آمد و این چنین بود که توانست اولین قدم ها را به سمت استقلال و آزادی بر دارد .
عمل سرپیچی از فرمان چشمان آدم و حوا را به حقیقت باز کرد و آنها را آزاد ساخت . با این کار آنها دریافتند که تا آن زمان نسبت به یکدیگر و نسبت به جهان بیگانه و حتی دشمن بوده اند . عمل نافرمانی پیوند ابتدائی آنها را با طبیعت از بین برد و به آنها فردیّت بخشید .
این گناه کبیره به هیچ روی فساد انسان را موجب نشد بلکه وی را رها ساخت و این رهائی نقطه آغاز تاریخ انسان بود . انسان بایستی که باغ اَدَن را رها می ساخت تا بیاموزد که باید به قدرتهای خود متکی باشد ، تا به انسان بودن دست یابد .
پیامبران با تصورات ناجی گونه خود ، بر این ایده نیز تأکید ورزیدند که نافرمانی عملی بسنده است :"بر این ایده که انسان با ارتکاب به این گناه ، نه تنها به ابتذال نرسیده است بلکه ، از قید زندگی پیش انسانی با طبیعت رهائی یافته است .
برای پیامبران تاریخ انسان آن زمان آغاز می گردد که انسان انسانی می شود . در جریان تاریخ انسان نیروهای عقل و عشق را در خود تکامل می دهد و به نوع جدیدی از رابطه با طبیعت و با انسانهای دیگر دست می یابد . و از این رابطه جدید با طبیعت و با انسانهای دیگر به عنوان آخر زمان یاد می کردند . به عنوان سرفصلی در تاریخ که مشخصه اش صلح و آرامش در رابطه انسان با انسان و انسان با طبیعت خواهد بود .
این رابطه جدید همان بهشت موعود است که به دست انسان ساخته شده است . بهشتی که انسان تنها زمانی قادر به ساختنش شد که به خاطر عمل سرپیچی از فرمان مجبور گشت بهشت قدیم را ترک کند .
انسان به واسطه عمل سرپیچی از فرمان ، خویشتن را در طول تاریخ تکامل داده است .نافرمانی نه تنها تکامل روانی انسان را ممکن گردانید بلکه همواره به مثابه پیش شرط تکامل فکری انسان علیه فرمانبری در برابر اقتداری عمل می کرده که شکل گیری افکار جدید را منکوب می کرد و در برابر اقتدار جا افتاده اعتقادات رایج و عمومی که هر تغییری را نادرست می شمرد ، نافرمانی اصل بنیادین تغییرات بود .
با تمام این اوصاف طبیعی است که نمی توان گفت هرگونه نافرمانی یک فضیلت و هر پیروی کردنی عیب و گناه است ./.......



:: بازدید از این مطلب : 1846
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 17 بهمن 1390 | نظرات (2)
نوشته شده توسط : ☂مَهدیبا (MahDiba)♂♥♀♥♠



:: بازدید از این مطلب : 1875
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 17 بهمن 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : ☂مَهدیبا (MahDiba)♂♥♀♥♠

تا به کی باید رفت ، از دیاری به دیاری دیگر

نتوانم ، نتوانم جستن

هر زمان عشقی و یاری دیگر

کاش ما آن دو پرستو بودیم

که همه عمر سفر می کردیم ، از بهاری به بهار دیگر

آه ، اکنون دیریست

که فرو ریخته در من ، گوئی ،

تیره آواری از ابر گران

چو می آمیزم ، با بوسهء تو

روی لب هایم می پندارم ،

می سپارد جان عطری گذران

آن چنان آلوده است

عشق غمناکم با بیم زوال

که همه زندگیم می لرزد

چون تو را می نگرم

مثل این است که از پنجره ای

تک درختم را ، سرشار از برگ ،

در تب زرد خزان می نگرم

مثل این است که تصویری را

روی جریان های مغشوش آب روان می نگرم

شب و روز ،

بگذار که فراموش کنم

تو چه هستی ، جز یک لحظه ،

یک لحظه که چشمان مرا ،

می گشاید در برهوت ، آگاهی ؟

بگذار ، که فراموش کنم !

 




:: بازدید از این مطلب : 2073
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 12 بهمن 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : ☂مَهدیبا (MahDiba)♂♥♀♥♠

یب... وه که این روزگار دردآمیز است .

نه طاقت به سر بردن و نه جای گریز است .

این چه تیغ است که چنین تیز است .

الهی درد می دانم و دارو نمی دانم .

الهی تو شفا ساز که از این معلولان شفائی ناید .

الهی تو گشایشی ده که از این بندیان کاری نگشائی .

به سامان آر که سخت بی سامانیم .

جمع دار که بس پریشانیم .

دانائی ده که از راه نیاُفتیم .

نگاه دار تا پریشان نشویم .

به راه دار تا پشیمان نشویم .

بیآموز تا راه را از چاه بدانیم .

برافروز تا در تاریکی نمانیم .

همه را از خود رهائی ده . همه را با خود آشنائی ده .

همه را از مکر اَهرِمَن نگاه دار .

همه را از فتنه نفس آگاه ساز .

از نفس بدم رهائی ده . یا رب از قید خودم رهائی ده .

یا رب بیگانه ز آشنا و خویشم گردان . یعنی به خود آشنائی ده .

یا رب ز شراب عشق سرمستم کن .

و ز عشق خودت نیسن کن و هستم کن .

وز هر چه به جز عشق تُهی دستم کن .

یکباره به بند عشق پابستم کن .

الهی آن که تو را دشمنی آموخت ، سوخت .

آن کس که جوهر حیات شناخت ، لب دوخت .

آنکه دم از بیگانگی زد ، آشنائی نیآموخت .

دل جایگاه مهر است ، نه جای جوشش و کین .

جان از دوستی جان گیرد و کینه با کین .

دوستی کلید درهای بسته است و مرهم دلهای شکسته .

چه زیباست جهان اگر بینائی آموزیم .

و چه مهربانند جهانیان ،

اگر دریچه دل ِ پر از مهر را بُگشائیم .

 




:: بازدید از این مطلب : 2396
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 10 بهمن 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : ☂مَهدیبا (MahDiba)♂♥♀♥♠

شعر رهائی ست .

نجات است و آزادی .

تردیدی است که سرانجام به یقین می گراید .

و گلوله ای که به انجام کار شلیک می شود .

آهی به رضای خاطر است ، از سر آسودگی .

و قاطعیت چارپایه است ، به هنگامی که سرانجام از زیر پا به کنار افتد .

تا بار جسم زیر فشار تمامی ی حجم خویش در هم شکند .

اگر آزادی جان را ، این راه آخرین است .

مرا پرنده ئی بدین دیار هدایت نکرده بود .

من خود از این تیره خاک رسته بودم .

چون پونه خودروئی که ، بی دخالت جالیزبان ، از رطوبت جویباره ئی .

این چنین است که کسان ، مرا از آن گونه می نگرند که ، نان از دست رنج ایشان می خورم .

 




:: بازدید از این مطلب : 2427
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 08 بهمن 1390 | نظرات (0)

صفحه قبل1...114115116صفحه بعد

دوستان عزیز برای بهتر شدن مطالب از پیشنهادات و انتقادات خود مرا آگاه سازید. م ب مهدیبا
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران